تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
تبارك و تعالى در قرآن از آنها پيمان گرفته است كه در آنچه دستور داده شده‌اند امر به معروف كنند ، و در آنچه نهى شده‌اند مردم را نهى كنند ، و بر كار نيك و تقوى هميارى كنند و نه در امور گنه‌آلوده و متجاوزانه علماى حق با نادان‌ها در كوشش و مبارزه‌اند ، اگر به نادان‌ها پند دهند در برابر گويند كه سركشى مىكنند ، و اگر نادانان را به حقّى كه ترك كرده‌اند متنبّه سازند علماء را متهم مىكنند كه با جامعه مخالفت مىورزند ، و اگر علماى حقّى به ناچار از آنها كناره گيرند و به گوشه‌اى نشينند ، گويند از جامعهء اسلامى كناره گرفته‌اند ، و اگر علما به نادانان بگويند دليل خود را در سخن خويش بياوريد مىگويند در برابر گوينده نفاق مىورزند . و اگر از آنها پيروى و اطاعت كنند در برابر گويند مرتكب نافرمانى خدا شده‌اند . جاهلان در آنچه نمىدانند هلاك شدند . آنچه بر زبان مىآورند نمىفهمند . به هنگام تلاوت قرآن ، آن را در مقام تعريف تصديق مىكنند ، و هنگام تحريف به تكذيبش مىپردازند ، و بر اين كار اعتراض نكنند . آنان همچون احبار يهود و رهبان نصارى ، جلوداران هواپرستى و اربابان هلاكتند ، و عده‌اى از ايشان ميان گمراهى و هدايت نشسته‌اند و نمىتوانند گروه گمراه را از گروه راه يافته تشخيص دهند . آنها مىگويند اكثر مردم نمىدانند حقيقت اين مطلب چيست ، با اينكه خود تصديق دارند پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم راه روشن و آشكار به ارمغان نهاده ، كه هم شبش روشن است و هم روزش ، و خود او بدعتى در آنها پديد نياورده است و سنّت حقّى را تغيير نداده است و در دوران او اختلافى پيش نيامده ، و چون اشتباهات مردم ايشان را در تاريكى خود فرو برد ، از دو پيشوا پيروى كردند و به دنبال دو رهبر راه افتادند كه يكى از آنها به سوى خدا و حق فرا مىخواند و ديگرى به سوى دوزخ ، و در اين هنگام بود كه شيطان به سخن آمد و در زبان دوستان و طرفدارانش ، صدايش بلند شد و ياران سواره و پيادهء او فراوان شدند ، و در مال و فرزند مردم شركت جستند . كسانى كه شريك او شدند و بدعت را به كار بستند ، از حكم كتاب خدا و سنّت پيغمبر به يك سو رفتند ، ولى دوستان خدا حجّت و دليل را بر زبان آوردند و به كتاب خدا و مطابق حكمت و صلاح عمل نمودند ، و از آن روز بود كه در جامعهء اسلامى اهل حق