تُسْئَلُونَ
« 1 » مىفرمايد : هر گاه امام قائم عليه السّلام ظهور كند به دنبال بنى اميّه در شام فرستد و آنها از آنجا به روم بگريزند و روميان به آنها مىگويند : ما شما را نمىپذيريم مگر آنكه مسيحى شويد ، و آنها صليب به گردن مىآويزند و روميان آنها را مىپذيرند ، و هنگامى كه اصحاب امام قائم عليه السّلام ، بر روميان وارد شوند و كشور آنها را تصرّف كنند ، ايشان امان خواهند و پيشنهاد صلح بدهند و اصحاب امام عليه السّلام در پاسخ آنها مىگويند : ما اين كار را نمىكنيم ، مگر اينكه افرادى را كه به شما پناه آوردهاند تسليم ما كنيد ، و آنها ايشان را به اصحاب امام عليه السّلام تسليم نمايند ، و اين است مفهوم آيهء شريفهء مذكوره . حضرت عليه السّلام نيز فرمود : از آنها محل گنجها را بپرسد با اينكه خودش بدانها داناتر است . پس بنى اميّه مىگويند :
يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ . فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ
« 2 » به وسيلهء شمشير .
نامهء امام باقر عليه السّلام به سعد الخير
[ 16 ] امام باقر عليه السّلام به سعد الخير نوشت :
به نام خداوند بخشايندهء مهربان ، اما بعد ، من تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم ، زيرا در آن است سلامتى از نابودى ، و بهرهمندى به هنگام مرگ . همانا خداوند عزّ و جلّ در پرتو تقوى بنده را از آنچه كه عقلش بدان نمىرسد حفظ مىكند ، و با تقوى كورى و جهلش را از ميان مىبرد ، و با تقوى نوح و همراهان او در كشتى ، و صالح و همراهان او از آذرخش ، نجات يافتند ، و در پرتو تقوى شكيبايان و گروههاى شيعه از مهالك ، نجات يافتند و براى آنان برادرانى است بر همين آيين كه اين فضيلت را خواهانند ، و از گشتن
هامش
( 1 ) « پس چون عذاب ما را احساس كردند ، بناگاه از آن مىگريختند . [ هان ] مگريزيد ، و به سوى آنچه در آن متنعم بوديد و [ به سوى ] سراهايتان بازگرديد ، باشد كه شما مورد پرسش قرار گيريد » ( سورهء انبياء / آيهء 12 و 13 ) .
( 2 ) « اى واى بر ما ، كه واقعا ستمگر بوديم » . سخنان پيوسته همين بود ، تا آنان را دروشدهء بىجان گردانيديم » ( سورهء انبياء / آيهء 14 و 15 ) .