تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
او خشنود است ، و بر خود پذيرفتى آنچه را در گرو آنى ، كه اگر آن را ترك كنى از اين به شگفت آيى كه خشنودى و خيرخواهى خدا پذيرفته نباشد و موجود نگردد و دانسته نيايد ، جز در بنده‌هايى بر كنار از جامعه كه دوست مردمند ، ولى مردم آنها را به سبب اينكه ايشان را به ارتكاب كارهاى زشت متّهم مىسازند به مسخره مىگيرند ، و چنين گفته مىشود كه مؤمن مؤمن نباشد تا در ميان مردم منفورتر از لاشهء گنديدهء الاغ باشد . و اگر نمىبود كه به تو نيز همچون ما بلا و گرفتاريهاى سخت مىرسيد و چه بسا تو فتنه و سخت‌گيرى مردم را ، چونان عذاب خدا تصوّر مىكردى ، و از عقيدهء خود بازمىگشتى ، من تو و خودمان را از برگشت از عقيدهء حق ، به دليل فتنهء مردم در پناه خداى گذاردم ، هر آينه با دورى مقامت به ما نزديك مىشدى . بدان - خدايت رحم كند - كه به دوستى خدا نتوان رسيد مگر با كينه‌توزى زيادى از مردم ، و به ولايت و پيروى خداوند نتوان دست يافت ، مگر با تحمّل خصومت و عداوت بيشتر مردم ، كه همانا از دست دادن مهر و محبّت مردم دنيادار ، در برابر دريافت محبّت و مهر الهى ، براى مردمى كه مىفهمند بسيار ناچيز است . برادرم ! همانا خداوند عزّ و جلّ در دوران هر يك از پيامبران باقيمانده‌هايى از اهل علم را مقرر فرموده است ، تا گمراهان را به هدايت فرا خوانند ، و با آنها در تحمّل سختى شكيبايى ورزند . آنها دعوت دعوتگر خدا را مىپذيرند و بسوى خدا فرا مىخوانند . آنان را بشناس ، زيرا آنان را جايگاهى بلند است ، اگر چه در اين دنيا خوار شمرده مىشوند . همانا ايشان در پرتو كتاب خدا مرده را زنده مىگردانند و با نور الهى كوران را بينايى مىبخشند . چه بسيار كشتگان ابليس را كه زنده كردند ، و چه بسيار گمراهان سرگشته را كه ره نمودند ، براى نجات بنده‌ها از هلاكت خون خويش را نثار كردند ، و چه نيكو نشانى از جانبازى خود در ميان مردم به يادگار نهادند ، و چه نشانه‌هاى بدى از بنده‌هاى گمراه بر آنها بجا ماند .