تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و به خانهء صلح و سلامت برديم ، و بر پيكر آنها جامهء ايمان پوشانديم ، و بر اهل جهان به سبب ما پيروز و كامياب گشتند ، و روزگار پيامبر ، آثار نيكوكاران اعم از حمايت‌كنندهء مجاهد و نمازگزار خداپرست و معتكف زهد پيشه را بر آنها هويدا ساخت . آنها امانت پرداز شدند و اقدام‌كنندهء به كار ثواب ، تا اينكه خداوند عزّ و جل پيامبرش را نزد خود خواند ، و به درگاه خويش برآورد . پس از او به اندازهء چشم به هم زدنى يا درخشش برقى دوباره عقب گرد كردند ، و به ارتجاع گراييدند و به خونخواهى برخاستند و جنگها كردند ، و در خانهء پيامبر را خاك ريز كردند ، و خانه‌ها را ويران نمودند و آثار رسول خدا را دگرگون ساختند و از احكامش روى برتافتند و از انوارش دور شدند ، و به جاى جانشين او ديگرى را برگماشتند و او را پيشوا گرفتند . آنها ستمكار بودند و پيش خود انديشيدند انتخاب از خاندان ابو قحافه براى مقام پيامبر شايسته‌تر است از آنكه پيامبر خود كسى را براى مقامش برگزيند . و پيش خود پنداشتند مهاجر آل ابى قحافه بهتر است از آن مرد مهاجر و انصارى ربّانى ، كه گنجينه هاشم بن عبد مناف است . همانا نخستين گواهى دروغ و ناحق كه در اسلام داده شد ، گواهى آنان بود در اينكه رفيق آنها از طرف رسول خدا به خلافت برگزيده شده است ، و چون كار سعد بن عباده چنان شد كه شد ، از اين گفته بر گشتند و گفتند رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درگذشت و به جاى خود كسى را خليفه و جانشين نكرد . و رسول خدا كه پاك و مبارك بود ، نخستين كسى به شمار مىآيد كه عليه او به ناحق گواهى داده شد ، و به زودى دريابند سرانجام آنچه را كه اوّلين گروه آنها بنياد نهادند ، اگر چه در وسعت نشستند و در بهبودى براى عمر مقدّر ، و در گشايش فرا رسيدن اجل ، و بازگشت بسوى خدا ، در حال غفلت ناشى از غرور ، و آرامش وضع و آرزو ، بسر مىبردند . آنها بايد بدانند كه خداوند عزّ و جلّ شدّاد بن عاد و ثمود بن عبود و بلعم بن باعور را مهلت داد و نعمت‌هاى ظاهر و باطن خود را بر آنها ارمغان كرد ، و با اموال و عمرهاى طولانى بديشان يارى رساند ، و زمين ، بركات خود را بر آنها ارزانى داشت ، تا مگر يادآور نعمت‌هاى خدايى گردند ، و فرمان ايست او را بفهمند و به درگاه او بازگردند ، و از بزرگى