را لعنت كنند و هر كدام از يار خود بيزار باشد ، و چون به همراه خود رسد ، گويد : اى كاش ميان من و تو دورى از مشرق تا مغرب بود ، چه بد همنشينى بودى و آن بخت برگشتهء ديگرى ، با افسردگى پاسخش دهد : اى كاش من هم ترا دوست نگرفته بودم ، هر آينه مرا از رهنمودى كه برايم آمده بود گمراه ساختى ، و شيطان است كه خواركنندهء آدمى است .
منم آن رهنمودى كه از آن گمراه شد ، و راهى كه از آن كناره گرفت ، و ايمانى كه بدان كفر ورزيد و قرآنى كه از آن روى برتافت ، و دينى كه دروغش شمرد ، و پلى كه از آن سرنگون شد ، و اگر چه آن دو در متاع بىبهاى فناپذير همراه با غرور چريدند ، و در آن بر پرتگاه دوزخ به سر بردند ، ولى به هر روى انجام بدى خواهند داشت همراه با آمدنى آكنده از نوميدى و لعنت . با لعنت بر يك ديگر فرياد كشند و با افسوس هماغوش گردند ، و براى آنها راحتى و از عذاب چاره و گريزشان نباشد . همانا اين مردم هماره بت مىپرستيدند ، و در خدمت بتها براى آنها مراسم پرستش برپا مىكردند و براى آنها نذر مىگذرانيدند ، و براى بتها نذرهايى بنام بحيره و وصيله و سائبه و حام ، قربانى مىكردند و با ازلام ، استخاره مىنمودند . از خداوند عزّ و جلّ بىخبر بودند و از راه راست سرگردان ، سرافكندگان ديار غربت بودند ، و شيطان بر آنان سيطره داشت ، و تيرگى دوران جاهليّت آنها را سر تا پا در كام خود بلعيده بود ، و نادانى را با شير از پستان مادر مىمكيدند ، و به گمراهى از شير باز گرفته مىشدند .
خداوند ما را از براى مهر و رحمت خود به سوى آنها فرستاد و به دلسوزى بر آنها بازرس و سرپرست قرار داد ، و پردهء تيرهء نادانى را به وسيلهء ما به يك سو زد ، تا نور باشد براى هر آنكه از آن برگيرد ، و فضيلتى باشد براى هر آن كس كه دنبال آن رود ، و تأييد باشد براى هر آن كس كه آن را باور دارد . پس از خوارى به مسند عزّت نشستند ، و با اينكه اندك بودند بسيار گشتند ، و قلبها و ديدگان از ايشان هيبت پذيرفتند ، و جبّاران و مردم ايشان ، گردن به فرمان آنها نهادند ، و صاحبان نعمتهاى پر آوازه و كرامت ، فراوان شدند ، و پس از ترس ، آسودگى و پس از تفرقه و پريشانى ، اتحاد و همبستگى يافتند ، و مفاخر معد بن عدنان به وسيلهء ما تابنده و درخشان گشت ، و ما آنها را به باب هدايت درآورديم ،
بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 57
مساهمون: آژير
ص٥٧