الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
« 1 » .
پس طاعت خود را به طاعت او و معصيت خود را به معصيت او قرين ساخت ، و اين دليل است بر آنچه به دو تفويض شده و گواه است بر هر كه از او پيروى نموده يا نافرمانيش كرده است ، و اين حقيقت را در چند آيه از قرآن بزرگ بيان نموده است . خداوند در مقام تشويق در پيروى از او و ترغيب و تصديق به قبول دعايش مىفرمايد :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
« 2 » . بنا بر اين پيروى از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دوستى با خدا است و خشنودى او موجب آمرزش گناهان و كمال كاميابى و وجوب بهشت است ، و رو گردانيدن از او موجب كشمكش با خدا و خشم و قهر خداوندى و دورى از اوست ، كه سرانجام در دوزخش جاى دهد ، و اين سخن خداوند است كه مىفرمايد :
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ
« 3 » . مقصود از آن انكار و نافرمانى است .
همانا خداوند تبارك و تعالى به وسيلهء من بندههاى خود را آزموده و مخالفانش را به دست من از پاى درآورده و منكرانش را با تيغ من نابود ساخته است ، و مرا وسيلهء قرب و شادمانى مؤمنان نموده است ، و مرا كانون مرگ زورگويان و جبّاران نموده است ، و منم شمشير او عليه مجرمان ، و به وسيلهء من پشت پيامبرش را استوار گردانيده ، و مرا به يارى رساندن به پيامبر گرامى داشته ، و به دانش او شرفم بخشيده ، و به احكام او عطايم داده ، و به وصيت او ويژهام گردانيده است ، و براى جانشينىاش در ميان امّت انتخابم كرده ، و در همايش انبوه مهاجران و انصار در بارهء من فرمود : اى مردم ! همانا على براى من همچون هارون است براى موسى جز آنكه پس از من پيامبرى نيست . و مؤمنان در پرتو عنايت
هامش
( 1 ) « هر كس از پيامبر فرمان برد ، در حقيقت ، خدا را فرمان برده ؛ و هر كس رويگردان شود ، ما تو را بر ايشان نگهبان نفرستادهايم » ( سورهء نساء / آيهء 80 ) .
( 2 ) « بگو : اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد » ( سورهء آل عمران / آيهء 31 ) .
( 3 ) « و هر كس از گروههاى [ مخالف ] به آن كفر ورزد آتش وعدهگاه اوست » ( سورهء هود / آيهء 17 ) .