تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بهشت كافى (ترجمه روضه كافى) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
ندارد . فرمود : ماه چند جزء از پرتو خورشيد را دارد ؟ عرض كردم : اين را هم نمىدانم . فرمود : راست گفتى . سپس فرمود : چگونه است كه دو لشكر به ستيز با يك ديگر روانه مىشوند ، اين دسته منجّم و حسابگرى دارند و آن دسته نيز منجّم و حسابگر ديگرى دارند ، اين يك براى قشون خود حساب مىكند كه پيروزى با اينهاست و آن يك براى سپاه خود حساب مىكند كه چيرگى از آن ايشان است ، و سپس با هم جنگ مىكنند و يكى از آنها ديگرى را شكست مىدهد ، پس نحسى باعث شكست كدام لشكر بوده است ؟ گويد : عرض كردم : نه ، به خدا اين را هم نمىدانم . فرمود : راست گفتى . اصل حساب درست است ولى اين نكته را نمىداند مگر كسى كه وضع ولادت همهء خلق را بداند .

سخنرانى امير المؤمنين عليه السّلام در صفين در بيان حق واليان و رعايا بر يك ديگر

[ 550 ] جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام در صفّين براى مردم خطبه خواند و در آن خطبه حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پيامبر او درود فرستاد . سپس فرمود : امّا بعد ، براستى خداوند متعال براى من بر شما حقّى قرار داده به سبب سرپرستى من در كار شما و به سبب درجه و منزلتى كه در ميان شما به من بخشيده ، و شما نيز به گردن من نظير همان حقّى را داريد كه من بر شما دارم ، و حق در مقام توصيف از همه چيز زيباتر و در مقام انصاف گويى از همه چيز فراختر است . به سود كسى جريان نيابد جز آنكه به زيانش هم باشد ، و به زيان كسى هم نگردد جز آنكه به سودش هم باشد ، و اگر براى كسى ممكن بود كه حق تنها به سود او باشد و به زيانش نباشد اين به خداوند عزّ و جلّ اختصاص دارد نه خلق او ، زيرا اوست كه بر بندگان خودش همه گونه قدرت و توانايى دارد ، و هر گونه مقدّرات خود را بچرخاند به حق و عدالت رفتار كرده است ، ولى خدا هم حقّ خود را بر مردم همين مقرّر كرده كه او را پيروى كنند و كفّاره و جبران طاعت آنان را به پاداش نيك بر خود مقرّر داشته از راه تفضّل و بخشش و توسعه بخشى ، بدان چه او بيش از آنها اهل و شايستهء آن است . سپس از حقوق خود شمرده آن حقوقى را كه براى مردم بر يك ديگر