[ 963 ]
فصل [ بيست و نهم ] : اندر تشنّج « 1 » المعده
ببايد دانست كه همچنان كه تشنّج امتلائى يا استفراغى در ساير اعضا مىافتد ، گاه باشد كه در اجزاء عصبهء معده يا در رباطات او عارض شود ؛ پس اگر تشنّج در نفس معده بود ، نشان وى آن است كه معده بر طعام محتوى نشود و بدان سبب غذا غير منهضم برآيد .
و گاه باشد كه محتوى گردد به احتواى غير طبيعى و بدان سبب غذا بعضى منهضم و بعضى نامنهضم برآيد . و احتواى ضعيف يا عدم احتواء ، بهحسب خفت و شدت تشنّج است . و اگر تشنّج در رباطات بود ، آثارى كه به تشنّج رباط هر جهت مخصوص است ظاهر باشد ؛ چنانچه اگر تشنّج در آن رباط بود كه معده را به فقار بسته است ، طعام در معده نايستد و به مجرد خوردن اندر روده منحدر گردد و مريض به يمين يا يسار مايل بود . و اگر در آن رباط باشد كه رابط بين الترقوه و المعده [ است ] ، بيمار دو تا شود يعنى منحنى [ و ] به پشت راست نتواند كرد .
علاج : آنچه در تشنّج امتلايى و استفراغى مذكور است به كار برند بهحسب سبب .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Convulsion ; spasm.