مانند ، قايم و متسع الفضا مىباشد ؛ پس هرگاه رابط يك جهت سست شود ، همگى به جانب مخالف مايل گردد .
علاج : هرچه در فالج و استرخاء گفته شد به عمل آرند و از ادويه هرچه خوشبو و قابض باشد برگزينند . و از اغذيه ، هرچه سريع الهضم و مايل به قبض و جفاف بود اختيار نمايند . و در قسم دوم ، به تفصيل گفته آيد .
[ 962 ] قسم دوم : اندر تهلهل نسج معده
سببش سوء تدبير مفرط است و اوجاع شديده يا تعب و محنت عنيفه كه از قىء شديد و اسهال مزيد معده را رسد . و اين ، مرضى است كه جميع افعال معده باطل شود . و هيچ بيمارى معده بدتر از آن نيست كه بافت او سست گردد .
علامت اين قسم آن است كه طعام هرگز نگوارد و غذاى نيك و به ترتيب ستوده [ يعنى براساس ترتيب صحيح غذا خوردن ] سود ندهد . و غايط ، به صعوبت برآيد . و باشد كه قبض به حدى رسد كه بىاستعمال حقنهجات و بدون شرب مسهلات نگشايد . و از علامتهاى انواع سوء مزاج و آماس هيچ ظاهر نبود . و بدن ، نحيف و ناتوان همىگردد . و مراق ، لاغر شود . و شهوت ، ضعيف گردد . و هرچه خورده شود بر معده گرانى آرد .
علاج : شراب حب الآس و اطريفل بزرگ و خرد و جوارش عود و مانند آن هرچه قابض و خوشبو بود استعمال نمايند . و روغن مصطكى و مانند آن بر معده بمالند . و دراج و تيهو و هرچه سبك و سريع الانهضام بود تناول فرمايند . امّا دراج و تيهو ، جملهء امراض معده را مفيد است ؛ خاصه در علت استرخا و تهلهل . و بدان كه پوست اندرونى كه در سنگدان مرغ خانگى بود ، در اين بيمارى مجرب است [ كه ] آن را از گوشت جدا كنند و بياويزند تا خشك شود و بكوبند و مقدار نيم مثقال با اطريفل يا حب الآس بسرشند و تناول كنند . و سنگ يشم بر معده آويختن ، بالخاصيت مفيد است . و اگر آن را بسايند موازنهء نيم درم و با چيزى مناسب آميزند و بخورند ، نافع آيد . و هرچه به تهلهل نسج معده سودمند است ، استرخاء المعده را نيز مفيد است .
تنبيه : اين مرض ، مستحيل العلاج است و نوعى اگر از آن دواپذير بود ، كلفت و مشقت عظيم مىخواهد .