[ 959 ]
فصل [ بيست و هفتم ] : اندر حكاك و دغدغه كه به معده افتد
« 1 » آن را دو سبب است : يكى ، آنكه خلط حريف لذّاع كه احداث جرب تواند كرد بر معده ريزد از عضوى ؛ چنانچه در نوازل سر كه به معده افتد پديد مىآيد . دوم ، بثرهاى خرد كه در سطح داخلى معده عارض شود ؛ مانند حزاز و جرب . و فرق بينهما آن است كه آنچه از وقوع بثور بود ، غذا غير منهضم برآيد به قىء يا به اسهال و هرچه در فصل بثور معده گفته شد پيدا باشد . و سبب عدم انهضام غذا ، مشتمل ناشدن معده است بر طعام جهت اذيت بثور . اما در آنچه سببش انصباب خلط باشد ، آثار وى بر آن گواهى دهد و غذاى منهضم برآيد .
علاج : در خلطى ، استفراغ خلط كنند و معده را قوت دهند به نهجى [ يعنى به گونهاى ] كه بارها ذكر يافته . و در بثراتى ، اقراص طباشير كه در وى زعفران نبود استعمال كنند . و سفوف حب الرمان و سفوف زلق الامعاء بثورى ، مفيد است و باقى تدابير از فصل ذرب بثورى برگيرند و در بثور معده نيز گفته شد .
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :. Pruritis of the stomach