كثير المقدار و احداث حرقت نمايد .
فرق ما بين اين هر سه آن است كه آنچه از تناول مغلّظات و احتقان رطوبات افتد ، تقدم تناول چيزهاى غليظ و ذى رطوبات بر آن گواهى دهد . و هنگام گرسنگى ، خفت پديد آيد جهت قوت حرارت معده . و آنچه از سوداى طحال عارض شود ، اندر خلوّ معده غلبه كند و هنگام سيرى و تناول چيزهاى چرب ساكن شود جهت اختلاط طعام با وى .
علاج : اگر سبب حرقت ، اغذيه غليظه و فواكه فجه يا رطوبت خام بود ، قىء بايد كرد به آب شبت و آب ترب عسل و نمك آميخته . و از اغذيه ، گوشت خفيف بريان و مطنجنات پر مصالح [ يعنى داراى ادويهء هضمكننده ؛ مانند فلفل ] اختيار بايد كرد . و به معاجين مقويه ، تجويد هضم بايد فرمود . و اگر سبب علت ، انصباب سودا بود از طحال ، رگ اسليم يا باسليق زنند از دست چپ . و بعده [ يعنى پس از آن ] جهت تقويت معده و ردع مواد فاسده ، سكنجبين بزورى بنوشند و هليلهء مربا و آملهء مربا بخورند و چيزهاى مناسبه غذا سازند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 667
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٦٦٧