[ 956 ] فصل [ بيست و چهارم ] : اندر اختلاج معده
وى ، عبارت است از حركت خفقانمانند كه در معده عارض شود نه چون اختلاجى كه در اعضاى عضلاتى پديد مىآيد . و سبب اين علت ، خلط سرد است يا گرم كه در معده متولد شود يا از جگر بر وى ريزد ؛ پس اگر اين حركت در فم معده يا در جزء اعلاى معده بوده باشد ، غشى و خفقان پيدا بود و غثيان و تهوع رنجه دهد .
علامت و علاج اين مرض ، بهحسب سبب از فصول سابقه ظاهر است . و قى و اسهال و تعديل ، به تفصيل بيان يافته اندر فصل قى .
قسم ديگر : آنكه از كرم روده عارض شود . و اينچنان باشد كه طبع قبض بود و مادهء صفرا بر امعا ريزد و به سبب لذع صفرا ، كرم در جنبش آيد و به سبب قبض فرو نتواند آيد و به معده برآيد و احداث اختلاج نمايد لتنفر الطبيعه عنه .
علامت وى ، قبض طبيعت است و درد روده و اعضاء و دغدغهء معده و تقلب نفس .
علاج : بهر تليين ، حقنه كنند يا مسهل خورند بهحسب تقاضاى حال قبض . و پس از گشادن طبيعت ، در قتل و اخراج ديدان كوشند به نهجى [ يعنى بهگونهاى ] كه در فصل وى گفته آيد .