تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
كدو و خيار . و ظاهر است كه چون غذا بيشتر از مقدار باشد ، طبيعت از هضم وى عاجز مىآيد و جوف معده گنجايش نمىكند . و اگر غذا رطوبت بسيار داشته باشد ، هرچند معتدل المقدار خورده شود ، چون حرارت در او عمل كند ، ابخرهء غليظه از وى جدا گردد و حرارت از تحليل آن عاجز آيد و نفخ آرد . گونه سوّم ، آن است كه آن غذا بذاته نفّاخ بود ؛ چون عدس و لوبيا . چهارم ، آنكه طعام بدرنگ و بدبو بود . و معلوم است كه بر اين‌چنين غذا متوجه نمىشود معده ؛ لهذا گفته‌اند كه معده در ذكاء حس همچون دماغ و رحم است [ كه ] از چيزهاى خوش‌بو ، منتفع مىشود و از اشياى بدبو متنفر مىگردد . [ 916 ] سوّم ، آنكه به جهت اخلاط بود و اين ، چنين باشد كه در معده خلط بلغمى يا سوداوى يا صفراوى محّيّه گرد آيد و باعث نفخه شود . علامت و علاج هريك از اين اقسام ثلاثه در سوء مزاج ثلثه معده و ضعف هضم گفته آمديم به‌حسب حاجت استعمال نمايند . و بالجمله ، آنچه گذاشتنى است بگذارند . و آنچه اصلاح‌آوردنى است به اصلاح آورند به تعديل در ساذج و تنقيه و تحليل در مادى . « و يسحق السداب مع العسل حتى يصير كالخلوق و يجعل مع نصفه كمّون و ربعه نطرون و يمسح به أو بوثّ الصوفة و يحتمل فى الدبر فإنّه يخرج الريح من أسفل جدّا . حاو الكبير » « 1 » . [ 917 ]

فصل [ پانزدهم ] : اندر جشاء [ آروغ ]

« 2 » آن را به فارسى آروغ گويند و در نفخه ، بسيار افتد . و وى ، آوازى است كه هنگام بر آمدن باد معده از دهن وجود مىكرد . قال « الشارح » : « هو حالة يحدث عن ريح يستفرغ من المعدة إلى طريق الفم » « 3 » .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « اگر سداب را پودر كنند و با عسل بياميزند كه چون خلوق شود و نصف آن كمون و نيز ربع آن نطرون را به آن بياميزند و با آن طلا كنند يا در پشمى شياف نمايند ، باد را به‌طور كامل از مقعد خارج كند » . م . ( 2 ) . قاموس القانون :Gastric eructation. ( 3 ) . ترجمه : « كرمانى » مىگويد : آروغ ، حالتى است كه از خارج شدن باد معده به سوى دهان ايجاد مىشود . م .