اين زعم باطل است ؛ بهر آنكه حدوث اين ورم بر كثرت عروق موقوف نيست و حال آنكه در معده ، أورده و شرائين بسيار است .
تنبيه : گاه باشد كه در معده سختى ورم مانند پديد آيد و آن را جسائة المعده گويند و به فصل علىحده گفته آيد .
[ 909 ]
فصل [ دوازدهم ] : اندر دبيلة المعدة
« 1 » دبيلة المعده ، آن را گويند كه در باطن عضو ، موضعى حاصل شود و در آنجا مادهء ورم گرد آيد و نضج يابد و مستحيل شود به مدّه . و اين از آماس گرم بيشتر افتد . و دبيله كه از آماس گرم افتد ، مسمى است به خراج و علامت پختن و خراج گشتن ورم المعده آن است كه تب غلبه كند و ضربان و وجع بر معده مشتدّ گردد و پس چون نضج تمام شود و ماده مدّه گردد ، اعراض ساكن شوند . و علامت انفجار و شكافتن دبيلهء مذكور آن است كه قشعريرهء نافض در اعضا افتد . و اندر اسهال يا قىء يا هر دو مدّه و خون پديد آيد و آماس فرونشيند .
علاج : اگر دبيله خودبهخود منفجر نشود ، بعد از آنكه مهيا شده باشد بايد كه شير تازه بنوشانند و آب گرم نوشيدن نيز مسهل الانفجار است ؛ پس به آهستگى دست بر دبيله نهند و آن را فروتر كنند و بفرمايند مريض را كه بر بستر سخت بر شكم بخسبد تا در انفجار يارى دهد . و بعد از انفجار ، براى تنقيهء ريم ، ماء الشكر يا ماء العسل دهند . و اگر حاجت افتد ، صبر به آب كاسنى و ايارج فيقرا توان داد تا ريم از معده بتمامه پاك شود . و در اين وقت ، از اغذيه بر ماء الشعير و حسوهاى موافقه قناعت ورزند . و شورباى مرغ با شبت و حلبه اندر آخر توان داد . و هرگاه ريم بتمامه پاك شود و هيچ باقى نماند ، در اندمال كوشند . و اين ، چنان باشد كه ادويهء مدمّله چون كندر و دم الاخوين و جلنار و كهربا و گل ارمنى و ورد بستانند و بكوبند و بخورانند ؛ امّا بايد كه در سحق ادويه مبالغه نكنند تا در معده ديرتر بماند ؛ چنانچه در ادويه جوارشات مقرر كردهاند كه بسيار
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Phlegmenous gastritis.