تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
[ 877 ]

فصل [ ششم ] : اندر فساد شهوت كه مسمى است به وحم

« 1 » نزد جمهور اطبا ، [ چنين مىنامند ] ؛ امّا بعضى شهوت اطعمهء ردى الكيفية را وحم گويند و شهوات رديهء غير ماكوله چون شهوت گل و زغال و سفال و اسفيداج و گچ و مانند آن را فساد شهوت خوانند . و اين فرق بين هذين اللفظين از مخترعات « صاحب اسباب و علامات » است . و « شارح اسباب » گويد كه : « زنى را ديدم كه پنبهء كهنه آرزو داشت و پيوسته آن را مىخائيد و اكثر اوقات بلع نيز مىكرد آن را » . و اين علت ، به زنان حامله بيشتر افتد ؛ خاصه اندر ابتدا از حمل تا انقضاء سه ماه . و باشد كه بعد از سه ماه نيز بماند . و حاملهء پسر را نسبت به حاملهء دختر ، كمتر و ضعيف‌تر باشد . سبب فساد شهوت ، خلط رديّه است كه در معده گرد آيد و در خمل معده بچسبد ، پس طبيعت آرزو نكند چيزى را كه ضد آن خلط فاسد باشد . و بعضى گفته‌اند گاه باشد كه شهوت رديه از اجتماع اخلاط فاسد در معده به سبب درخواست و طلب خلط بود چيزى را كه مشاكل اوست . و قد استدلّ « ابو ماهر » على ذلك بأنّ امراة كانت لها دبيلة فى معدتها و كانت تشتهى اكل الزرنيخ و يمنع من ذلك بالجهد ؛ فلمّا انفجرت الدبيلة ، كانت تقذف شيئا من الأخلاط يشبه الزرنيخ الأحمر و الأصفر فى اللون و الرايحة « 2 » . امّا اهل تحقيق اين سخن را نمىپسندند كه آرزوى تباه از درخواست خلط فاسد بود مشاكل خود را ؛ زيرا كه شهوت و نفرت از افعال طبيعت است نه از خلط فاسد و از شان طبيعت است كه اگر چه در غايت ضعف باشد ، امّا به مضاد خلط غالب مشتاق بود ؛ « قال الشيخ : إنّ ميل الطبيعة الى ما يوافق المزاج الغريب ممّا لا أصل له » . بالجمله ، وجود صحت و حادث ناشدن ضعف و عارضه ديگر بمع [ يعنى همراه ] تناول
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :Dysorexia. ( 2 ) . ترجمه : « ابو ماهر بر اين سخن استدلال كرده كه زنى در معده‌اش دبيله‌يى داشت و اشتهاى خوردن زرنيخ مىنمود اما اطرافيان وى او را به شدت منع مىكردند . و وقتى دبيلهء معده‌اش منفجر شد ، چيزى مثل زرنيخ سرخ و زرد در رنگ و بو قىء نمود » . م .