فم معده آمده است . و اين عصب ، قسمى است از زوج سادس از ازواج عصب دماغى .
علاج : در تقويت دماغ كوشند به معاجين و ادهان و روايح موافقه . و اگر موجب آفت عصب ماده باشد ، نخستين پاك كنند دماغ را به حبوب و ايارجات مناسبه ، پس به تعديل متوجه شوند به استعمال مقويات مخصوصه . و اگر موجب آفت عصب ، سوء مزاج ساذج باشد ، احتياج به تنقيه نباشد .
[ 871 ] تنبيه : پوشيده نماند كه اين قسم از ساير اقسام مبطل الشهوت دشخوارپذيرتر است علاج را ؛ زيرا كه سبب آفت عصب مذكور خواه سوء مزاج ساذج باشد خواه مادى چون تعديل و تنقيهء شق مخصوص غير ممكن است ، هرگاه تنقيه كرده شود يا تبديل ، مبدّل مىشود مزاج تمام بدن و مستفرغ مىگردد از او مواد صالحهء غير مقصود . و ظاهر است تا كه اين عصب پاك شود و مزاج او مبدّل گردد ، حال بدن به ضعف و ذبول مىگرايد ؛ جهت استفراغ مواد صالحه .
بالجمله ، رعايت بدن ضرورى است چون افعال معده سالم بود ؛ گو كه اشتها نباشد . پس در علاج اين قسم ، قوانين سابقه به خاطر داشته در تنقيه و تعديل كوشند تا به مضرت عظيم نانجامد . بههرحال ، تقويت دماغ همىكنند و در مادى ، گاهگاه در تنقيهء دماغ نيز كوشند به رفق و تفاريق .
[ 872 ] قسم يازدهم : در ذكر اسباب متفرقهء موهن الشهوت
: و اين ، چندگونه است : يكى ، آنكه خون بدن كمتر شود و ضعف در بدن پديد آيد ؛ زيرا كه وفور خون و قوت ، سبب كمال هر فعل است از افعال بدنيه . و از اين قبيل است كه در بعضى ناقهين ، نقصان شهوت پديد مىآيد . و به كسى كه او را اسهال مفرط رو نمايد . دوم ، آنكه همّ و غمّ عارض شود و اسقاط شهوت كند ؛ زيرا كه اين عوارض ناطبيعه ، موهن و مضعف جميع قوى است .
فائده : توقع مكروه ، همّ است و وقوع آن ، غم .
[ 873 ] انتباه : گاه باشد كه اشتها ساقط شود ، پس چون قدرى از غذا تناول كنند اشتها پديد آيد . و اين را دو وجه است : يكى آنكه قوت از ورود غذا متنبه مىشود . و مراد به تنبه قوت ، انتعاش قوت جاذبه است براى جذب [ و ] از آن است كه ترك [ ها ] مثل زدهاند كه اشتها ته دندانست . دوم ، آنكه مىتواند كه اين غذا وارد ، ضد كيفيت مسقط الشهوت باشد ؛ مثلا از گرمى اشتها ناقص شود و غذا كه خورده شود ، بارد بود بالفعل ؛ پس اين غذا ،