[ 858 ]
فصل [ پنجم ] : در نقصان و بطلان شهوت طعام
« 1 » نقصان و بطلان ، بهحسب ضعف و قوت سبب است : اگر سبب ضعيف باشد ، اشتها كمتر بود . و اگر سبب قوى باشد ، اشتها باطل گردد ؛ يعنى آرزوى طعام هرگز پديد نيايد . و فى الحقيقت ، سبب هر دو واحد است . و از آنكه اسباب آفت شهوت بسيار است ، هر يك به قسم علىحده بيان كنيم .
[ 859 ] بدان كه شهوت صادق آن است كه اعضا گرسنه شوند و درخواست غذا نمايند از عروق به طريق امتصاص و عروق از معده تقاضا كنند ، پس طبيعت به امر حكيم مطلق - عزّ شانه - بفرستد سودا را بر فم معده و از آنكه او كثير الحس است دريابد و متاثر شود و از عفوصت و حموضت سودا و امتصاص عروق ، اجزاء او به هم جمع آيد و طبيعت ، طلب غذا نمايد تا از وى اين اذيت برنيايد . و گرسنگى راستى همين است . پس هرگاه در امرى ازين امور مذكور فتور افتد ، آرزوى طعام باطل شود يا كمتر شود بهحسب فتور ؛ چنانچه در ذكر اقسام تفصيل اين كلام نموده آيد .
[ 860 ] قسم اول : اندر ضعف شهوت كه سببش وقوع سوء مزاج گرم ساده بود بر فم معده :
ظاهر است كه در اين صورت ، فم معده مسترخى مىشود و ساير قواى او ضعيف مىگردد . و مواد ، به جهت حرارت رقيق شده در او گرد مىآيد . و بهواسطه ضعف دافعه ، مندفع نمىگردد . و امتلاء ، موجب اسقاط قوت مىشود كما لا يخفى . و از آن است كه جنوب و صيف ، شديد الاسقاط است مر شهوت را ؛ بخلاف شمال و شتا كه اشتها مىآرد به سبب برد كه مقبض و مكثف معده است .
علامت اين قسم ، آن است كه آروغ دودناك آيد مشابه به رائحهء حماة و تشنگى ، بسيار باشد و از اغذيه كه بالفعل گرم بود ، طبيعت اكراه كند و به نوشيدن آب سرد راغب بود و بدان منتفع گردد .
هامش
( 1 ) . معالجات واعظى :Anorexia.