تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
كند ، رب انار ميخوش است و شربت انار نعنعى و مانند آن و هرچه معده را قوت دهد و اخلاط را از ريختن بر معده بازدارد . آنجا كه تشنگى غالب باشد ، طباشير سوده در آب انار ترش كنند و از آن آب ، جرعه جرعه نوشند و آب بهى ترش و آب سيب كوهى و آب اطراف رز و شربت حب آلاس ، در تسكين قىء و اسهال سخت سود دارد . و اگر اين آب‌ها به قىء بازگردد ، اندك كعك سوده با سويق حب الرمان در اين آب‌ها كنند تا غليظ شود اندك‌اندك دهند . و صندل و گلنار و گل سرخ و بهى و سيب بريان كرده و برگ مورد و گلاب و اندكى كافور بر شكم نهند . و خاكستر نى و خاكستر شاخ رز به سركه سرشته بر شكم طلا كردن ، قىء و اسهال بازدارد . و اگر خرفه به گلاب سرد تر كنند و بر شكم پوشند ، روا باشد . و اگر كار بدان رسد كه عرق سرد آغاز كند و اطراف سرد شود و فواق پديد آيد ، اطراف او را در آب سرد نهند و بمالند و گل ارمنى در سركه و آب مورد بگذارند و بر پاى او طلا نمايند و خرقه بر بالاى آن پوشند و هر ساعت آن خرقه را بردارند و سرد كنند و بر پاى او پوشند . و اگر قىء و اسهال تسكين نيابد ، محجمه بر معده گذارند . اگر اسهال از حد گذرد ، خشخاش در آب پزند و نشاسته بريان كرده و در اين آب حل كنند و بدين حقنه كنند . و اگر غش افتد و بىهوشى روى دهد ، عضله‌هاى او را بمالند و سر و گوش و بينى او را بمالند و موى صدغ او همى كشند و ماء اللحم و شراب مشك اندر حلق او چكانند . اگر در دست و پا تشنّج ظاهر شود ، خرقه به روغن گرم كرده چرب كنند و بر عضلات معده نهند و از روغن بنفشه و موم صافى ، موم‌روغن سازند و خطمى باريك ساخته بدين موم‌روغن بسرشند و پنبهء كهنه تر كنند و بفشارند و اين موم‌روغن بر آن طلا نمايند و بر پس گردن كه مبداء عضله است بر عضله‌ها بگذارند . [ 855 ] تنبيه : هيضه از هر سبب باشد ، خداوند وى را هيچ حركت نشايد كرد و هيچ‌چيز كه به غذا ماند نشايد خورد مگر عند الضرور و خفته بايد بود ؛ بهر آنكه در علت هيضه ، هيچ علاجى چون خفتن و ناخوردن نيست . و اگر خواب نگيرد ، خويشتن را خفته بايد داشت تا اخلاط ساكن بماند . و باشد كه خواب آيد . و هر حيله كه خواب‌آور بود ، به كار توان بست شمّا و طلاء و شربا . و بعد از آنكه هيضه ساكن شود تا كه قوت به حال آيد ، غذا كمتر و لطيف‌تر و مناسب‌تر بايد خورد .