كيلوس در وى چون تمام شود ، افشردهء آن از اين جانب به جگر آيد بر گذرهاى ماساريقا .
از ادويه آنچه به تقويت هضم مخصوص است خاصه اگر مزاج سرد باشد اطريفل بزرگ و كوچك است و گوارش عود و سنجرنيا در ماء العسل . و ضمادهاى گرم برنهادن و طعامهاى گرم و تر زودگوار دادن . و اگر مزاج گرم بود ، سكنجبين سفرجلى و شراب انار ترش بايد داد .
[ 849 ] فايده : « جالينوس » ، ضمان كرده است كه سكنجبين سفرجلى كه مقدارى زنجبيل سوده در وى كرده باشند ، همهء علتهاى معده را كه سخت گرم نباشد سود دارد . و مقدار وى چنان بايد كرد كه بر يك من سكنجبين ، يك اوقيه زنجبيل برنهند .
[ 850 ]
مقالهء [ چهارم ] : اندر ضعيفى قوت دافعه
: بدان كه دافعه را ترى كه ميل به سردى دارد يارى دهد . و بسيار باشد كه طعام در معدهء تندرست ، دوازده ساعت تا پانزده ساعت بماند . و علامت ضعيفى دافعه ، آن است كه طعام در معده بسيار ماند و بوى طعام در آروغ يافته شود ؛ زيرا كه تا طعام در معده باشد ، آروغ به بوى او متكيف برآيد . و هرچند طعام نرمتر و لطيفتر بوده ، هاضمه بر وى مستولىتر باشد و زودتر از معده منحدر شود .
و هرچند غليظتر باشد ، هاضمه را با وى بسيارتر بايد كوشيد و از معده ديرتر برآيد . در جمله ، ديرى و زودى انحدار تمام از معده ، بهحسب كيفيت طعام و قوت معده باشد . و هرگاه مدت ماندن طعام در شكم كمتر از دوازده ساعت باشد يا فزونتر از بيست و دو ساعت ، تندرستى نباشد . و آفت يا از جهت قواى معده و جگر و امعا بود يا از جهت طعامهايى كه به ترتيب ناستوده خورده شود .
علاج : دافعه را در بيشتر حالها به چيزى تر يارى بايد داد كه ميل به سردى دارد ؛ چون آبميوهها و سكنجبين و ماء الجبن و فلوس خيارشنبر در آب كاسنى گذاشته و آنچه بدين ماند . و هليلهء زرد سودمند باشد . و طعام از نيشوق و آلوى سياه و خرماى هندى و ماش مقشّر و اسفناج به روغن بادام بايد داد . و بالا گفته شد كه خفتن بر پهلوى راست ، دافعه را قوت دهد .
[ 851 ] تنبيه : بدترين ضعيفى كه در معده پديد آيد ، آن است كه نسج وى متهلهل شود ؛ زيرا كه چون به آفت ليفهاى معده سست گردد ، در هر چهار قوت ضعف پديد آيد .
[ 852 ] بدان كه هاضمه ، رئيس است و ديگر قوى خادم .