آنجا كه از قىء مانعى بود به سبب نامرغوبى طبيعت يا ديگر آفت يا طعام از معده منحدر شده باشد به سوى امعاء ، بايد كه گلقند و جوارش شهريارى و تمر هندى دهند تا بر سبيل اسهال آن فاسد مندفع شود . و بدان كه جوارش مذكور و جلنجبين باوجود آنكه مسهل است ، معده را نيز قوت مىدهد و هاضم است . بعد از تنقيه ، بهر تلطيف ، فاقه بايد كشيد اگر طاقت باشد . و اگر تاب فاقه نبود ، تقليل غذا بايد ورزيد . و براى اغتذا ، چيزى كه لطيف و سريع الهضم و مقوى معده بود چون دراج و تيهو با دارچينى و قليلى زعفران بايد گزيد . و ايضا پس از تنقيه ، رياضت كردن و استحمام نمودن و آب گرم بر معده ريختن مفيد است . و اطراف در آب سرد گذاشتن ، تقويت مىدهد هضم را ؛ بهر آنكه جمع مىسازد حرارت را در باطن .
امّا اگر سبب فساد هضم قلت غذا باشد چنانچه در ردائت كميت طعام گفته شد ، در اصلاح مزاج معده كوشند . و غذاى وافر خورند . و هرچه از اسباب افساد هضم گفته آمديم ، تدارك وى به منع سبب و استعمال انسب كه توان كرد .
[ 845 ] تنبيه بدان كه در معده چهار قوت است : جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه . و استكمال افعال معده ، موقوف بر صحت اين قوى است . هرگاه درين قوى فتور افتد ، در فعل معده به حسب سبب كه در يك قوت باشد يا در بيشتر يا ضعيف بود يا قوىتر ، نقصان يا بطلان راه يابد . و علامت ضعف هر قوت بمعه [ يعنى همراه ] معالجهء آن به مقالهء علىحده بيان كنيم كه هرچند ما حصل اين بيان از آنچه مذكور شد روشن است ، ليكن اين مبحث كه فى الاصل ، اصل اصول است ، فوايد كثير در وى به ظهور آيد :
[ 846 ]
مقالهء [ اول ] : اندر ضعيفى قوت جاذبه
: بدان كه جاذبه را سردى و ترى ضعيف كند و گرمى خشكى يارى دهد . و علامت ضعيفى وى ، آن است كه : طعام از فم معده دير فرو گذرد . و گرانى محسوس شود در سينه . و گاه باشد كه بىقرارى و تاسه و گرديدن از پهلو به پهلو و خفقان و سدر و دوار پديد آيد . و گاه باشد كه غثيان و قىء افتد .
علاج : شربت ليمو و شربت فواكه و سيب و صندل و طعامهاى لطيف زودگوار چون گوشت مرغ و تيهو و كبك و مانند آن به دارچينى و زعفران و زيره و مثل آن خوشبو كرده ، جاذبه را قوت دهد . و پس از طعام ، رياضت به آهستگى كردن و بر پهلوى راست