ترش سازند . و بر معده ، صندل و طباشير و گلنار و گلسرخ و برگ مورد و پوست بهى و سيب ضماد كنند .
اگر سوء المزاج گرم بىماده بود ، به استفراغ حاجت نباشد و باقى تدبير همين است .
اگر سبب علت ، رطوبتى مزلقه باشد ، نخست ماده را پاك كنند به قىء يا به اسهال ايارج فيقرا و پس از تنقيه ، جوارش خوزى « 1 » دهند . و شراب مورد و اطريفل كوچك مناسب است . و مسك و عود خام و گلنار و گل سرخ و قرنفل و مانند آن بر معده ضماد نمايند . و طعام ، چيزى لطيف و خوشبو سازند ؛ چون گوشت كبك و تذرو و دراج و تيهو و گنجشك و خرگوش بريان كرده به زيرهء كرمانى و كرويا و نانخواه و مانند آن خوشبو ساخته .
[ 848 ]
مقالهء [ سوم ] : اندر ضعيفى قوت هاضمه
: گرمى و ترى معتدل ، هاضمه را يارى دهد . و از آنكه ضعف هاضمه به تفصيل مذكور شد ، آن را اعاده ننموديم . امّا امورى چند كه بدان مخصوص است جهت تكثير فوايد اشعار فرموديم : بايد دانست كه سوء مزاج سرد ساده بود يا با ماده مضرت آن در هضم قوىتر است . و سوء المزاج تر كه در سردى معتدل باشد ، اندر هضم ، آن مضرت نكند كه سوء المزاج گرم يا سرد كند ؛ ليكن سوء المزاج خشك ، بد بود و به ذبول ادا كند . و سوء المزاج تر ، به استسقا .
حال طعام نامنهضم از دو برون نباشد : يا همچنان به حال خويش بماند و ناگواريده بيرون آيد و تن را از وى هيچ بهره نباشد و لاغر و بىقوت شود به اندك زمانه از حال بگردد و تباه شود و تن از وى غذا نيابد ؛ پس اگر اين تقصير در هضم دوم يا سوّم يا چهارم افتد ، بيمارىهاى بد تولد كند چون برص و بهق و سرطان و استسقا و كسر [ و ] خارش و نمله و حمره و مانند آن .
علامت ضعف هضم بمعه [ يعنى همراه ] ذكر اسباب و معالجهء او گفته شد .
اكنون بدان كه خفتن بر دست چپ ، معده را گرم كند جهت اشتمال جگر بر معده و خفتن بر دست راست ، زودتر معده را خالى كند ؛ بهر آنكه شكل معده چنان است كه
هامش
( 1 ) . صفت جوارش خوزى : بگيرند هليلهء كابلى با هليلهء سياه و بكوبند و به روغن گاو بريان كنند ؛ پس بگيرند اين هليله بريان كرده ، ده درم ؛ حب الرشاد بريان كرده ، پنج درم ؛ نانخواه و صعتر ، از هريك سه درم ؛ خبث الحديد به سركه پرورده ، يك درم ، همه را سواى حب الرشاد بكوبند [ و ] مجموع را با عسل بسرشند . شربت ، سه درم تا پنج درم .