تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
اگرچه ما بقى غير منهضم ماند ؛ بخلاف فاسد الكيفيت كه مردود طبيعت است و موذى بدن . [ 842 ] امّا سوء تدبير در اكل و شرب ، انواع است : يكى ، آنكه طعام غليظ پيش از لطيف تناول كنند و لطيف چون سريع الهضم است ، زودتر منهضم شود و از آنكه غليظ در تحت اوست ، منحدر نتواند شد و همان‌جا طافى ماند و از مكث طويل فاسد شود پس آن غليظ را نيز فاسد سازد ؛ زيرا كه چون فاسد مختلط شود با صالح ، آن را نيز فاسد كند . دوم ، آنكه بر امتلاء معده طعام ديگر خورده شود ؛ يا هنگام اشتغال طبيعت به هضم غذا يا مانند آن ، هرچه مطفى حرارت هاضمه بود [ و ] فاصل بين غذا و جرم معده شود نوشيده گردد . سوّم ، آنكه نخستين چيزى قابض خورند و عقب وى چيزى لين و اين لين بر آن قابض غالب آيد و قبل از هضم ، بلغزاند . امّا بدان كه گاه باشد كه اين تدبير سود دهد ؛ بهر آنكه قابض قوى باشد و از قوت تليين نلغزد و تا استكمال نضج ، غذاء لين را هم بدارد و هضم نيك افتد . [ 843 ] امّا امور وارديه كه بعد از خوردن طعام اتفاق افتد و افساد هضم نمايد : حركت عنفيه است . و بيدارى مفرط بر اغذيهء عسر الانهضام . و خواب مفرط بر اغذيهء سريع التغير . [ 844 ] فايده : حركت خفيفه قبل از استقرار طعام در قعر معده ، اعانت مىدهد بر هضم ؛ زيرا كه فرومىنشاند طعام را در قعر معده ؛ خاصه كه ماكول از جنس غير سياله باشد ؛ بخلاف حركت عنيفه كه قبل از هضم اگر اتفاق افتد ، افساد هضم نمايد ؛ زيرا كه غذا را نامنهضم منحدر سازد ؛ ليكن چون هضم تمام شده باشد و انحدار مطلوب شود ، حركت عنيف از آن كه دافعه را قوت مىدهد ، مذموم نباشد . علاج : هرگاه معلوم شود كه هضم فاسد مىشود ، بايد كه فى الفور قىء كند تا معده از طعام فاسد پاك شود . و در اين صورت ، قىء بهترين علاج است ؛ زيرا كه برون مىآرد آن را پيش از آنكه به سوى امعاء منحدر شود و كيلوس فاسد [ به ] جانب جگر منجذب گردد . و اگر در طبيخ شبت و پودنه به سكنجبين آميزند و نوشيده قىء كنند ، بهتر باشد . و
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 603 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى