تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
اسباب تولد باد است . دوم ، قصور حرارت غريزى . و ظاهر است كه چون حرارت ضعيف باشد ، رطوبت‌ها را تمام نتواند گواريد و بخارها كه از آن ماده خيزد تحليل نتواند كرد ، پس آن بخارها اندر معده و شكم بماند و به واسطه مفارقت اجزاى نارى مستحيل شود به رياح . و بسيار باشد كه طعامى يا داروى گرم و لطيف‌كننده خورده شود و رطوبتى كه اندر معده باشد تحليل كردن گيرد و بدان سبب بادها و بخار تولد كند . گاه باشد كه سبب تولد بادها خالى شدن معده باشد از طعام . و اين ، چنان باشد كه اندر معده رطوبتى بود غليظ و چون معده از طعام خالى شود ، طبيعت روى بدان رطوبت آرد و آن را تحليل كردن گيرد و بخار و هوا كه اندر فضاى معده و روده‌ها بود اندر حركت آيد و بادها تولد كند . و اين نوع ، به خوردن طعام ساكن شود . گاه باشد كه سبب توليد بادها ، بيمارى سپرز و بيمارى سودا باشد . و بدان كه در اصحاب‌هاى ماليخولياى مراقى ، باد بيشتر تولد كند . و سبب علت مراق در اكثر حال‌ها سوء مزاج گرم باشد كه معده را افتد و بخار انگيزد و سدّه كه اندر منافذ باد افتد تا بدان سبب باد به امعاء فرود نتواند آمد و به جانب معده برگردد ، پس بعضى به سوى دماغ برآيد و بعضى ترش گشته به آروغ آيد . بايد دانست كه بعضى از اصحاب مراقيان باشند كه عقب طعام در معده ايشان وجع پديد آيد و چون غذا منحدر شود ، وجع زايد گردد . و اين ، آن كسانند كه معدهء ايشان ضعيف شده باشد . و بعضى ديگر باشند از اصحاب مراقيان كه چون طعام خورند ، بعد از چند ساعت درد معده عارض شود و زائل نگردد مگر به قىء ترش . و سببش آن است كه سوداى مراقيه از سپرز به معده ريزد و در قعر معدهء اين مردم تمكن گيرد پس چون طعام خورند و چند ساعت بر آن بگذرد و مختلط شود طعام به وى ، ماده سودا بسيار شود و مطفوّ گردد . و از آنكه اعلاى معده شديد الحس است ، متاذى شود از حدّت سودا و طبيعت آن را به قىء دفع كند . و دليل بر وجود سوداى مراقى ، خروج وى است در قى . تدبير اقسام وجع ، تنقيه معده است و تقويت آن . و بهترين منقّيات براى اصحاب مراقيان ، فصد اسليم و باسليق است از جانب چپ ؛ زيرا كه منبع علت ، طحال است . فرق ميان نفخ سوداوى و نفخى كه از طعام ترىافزا تولد كند ، آن است كه نفخ سوداوى