تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣

[ 828 ] فصل [ دوم ] : در وجع المعدة

« 1 » وى بر هفت قسم است :

[ 829 ] قسم اول : آنكه سوء مزاج در معده افتد و احداث وجع كند ؛

خواه ساذج بود خواه مادى . و بايد دانست كه درد معده بيشتر مادى مىباشد و ساذج ، كمتر بود ؛ لهذا بعضى سوء مزاج ساذج را در اسباب وجع معده نشمرده‌اند . و از آنكه مادهء سوداوى و صفراوى لذّاع است ، وجع معده در اكثر از اين‌ها افتد . و باشد كه از ديگر خلط همىافتد ؛ زيرا كه هر خلط ردىّ كه در معده گرد آيد ، ممكن است كه به كيفيت موذيه يا به كميت ناطبيعيه ، درد احداث نمايد . اسباب و علامات و معالجات اين قسم : در فصل گذشته مذكور شد بدان رجوع نمايند .

[ 830 ] قسم دوم : آنكه آماس و قروح در معده افتد و احداث وجع نمايد

اين ، ذكر خواهد يافت من بعد .

[ 831 ] قسم سيم : آنكه متولد شود رياح غليظ در معده

و به سبب غلظت و كثرت ، در فضاى معده نگنجد و آن را متمدد سازد ؛ پس بالضرور درد كند معده ؛ زيرا كه تمدد ، موجب تفرق است . علامت وجع المعدهء ريحى ، آن است كه آروغ بسيار آرد و فواق ، رنجه دارد و شراسيف يعنى سر پهلوهاى شكم كشيده شود بر سبيل تمدد . [ و ] بعد از آنكه طعام از فم معده فروشود و به قعر نشيند ، در جانب چپ بالاى سپرز درد خيزد و چون بر آن موضع غمر كنند ، قراقر شود يعنى حركت تلاطم ريح مسموع گردد . علاج : به سبوس و نمك تكميد كنند . و ارزن و كاورس نيز كفايت كند . جو و نمك اگرچه تنها باشند چون آن را گرم كرده تكميد نمايند ، بادهاى غليظ را بشكند و شيشه بر
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Gastralgia ; stomachalgia.
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 593 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى