كدو كه به آتش بر ناف نهند ، فى الفور درد ساكن شود . و قال « الشيخ » : « المحاجم بالنار ، خصوصا إذا وضع منها محجمة كبيرة على الموضع الوسط من مراق البطن حتى يستوى على السرّة من كلّ جانب و ترك ساعة يسكّن الوجع فى الحال تسكينا عجيبا » « 1 » . و لى مجرب :
شرب السكنجبين مع الماء الحارّ أيضا ينفع أكثرا أوجاعها نفعا بيّنا « 2 » . و لى مجرب [ يعنى من تجربه كردهام كه ] جدوار اصيل ، دو دانگ بسايند و با جلّاب گرم بنوشانند چند روز درد بنشاند . و پوست سنگدان خروس بالخاصية تسكين درد مىكند . و خاكستر بنج مع دارچينى و زنجبيل و عسل بر معده طلا كردن ، اثر تمام دارد درد معده را . [ و ] بايد كه كمونى دهند و كندر و زيره و پودنه فرمايند كه بخايد و آب وى بلغ كند تا باد معده به آروغ مستفرغ شود ؛ « لا يخفى أنّ الرياح إنّما يستفرغ من المعدة بالجشاء ؛ كما يستفرغ فضولها بالقىء » « 3 » . پس اگر سبب قوى نباشد ، به همينقدر زايل شود ؛ بلكه زياده بر تكميد ، حاجت نيايد . امّا اگر سبب قوى باشد ، بايد كه هنگام خلو معده رياضت فرمايند .
و از طعام ترىافزا منع نمايند . و در غذاى وى ، دارچينى و كرويا و صعتر و سير و انگدان و مانند آن بيفزايند . و بر معده و عضلههاى شكم ، روغن گرم بمالند . و اگر دانند مادهء باد غليظتر است ، بايد كه نخست آن را پاك سازند به حقنه ، پس شربتهاى محلّل دهند ؛ زيرا كه اگر بىتنقيه چيزى مسخن و محلّل دهند ، ماده را بجنباند و باد زياده كند . و چون حقنه كرده باشند ، استفراغ به حب سكبينج « 4 » صواب باشد .
بدان كه اسباب تولد باد اندر معده و شكم دو چيز است :
يكى ، طعام و شراب . و اين ، چنان باشد كه گوهر طعام و شراب بادناك بود ؛ چون لوبيا و عدس و شراب شيرين سطبر [ يعنى غليظ ] يا رطوبت بسيار داشته باشد ؛ چون امرود و سيب و بادرنگ و جغرات و انواع ثمرهها . و طعام و شرابى بىترتيب خوردن ، از جمله
هامش
( 1 ) . ترجمه : محجمهء نارى - خصوصا نوع بزرگش - اگر در قسمت وسط مراق البطن تا روى ناف نهاده شود و مدتى بماند ، درد را به سرعت و به شكلى عجيب تسكين مىبخشد . م .
( 2 ) . ترجمه : « مولف مىگويد : من هم نوشيدن سكنجبين با آب گرم را در اكثر دردهاى معده تجربه كردهام كه مفيد است . م .
( 3 ) . ترجمه : « مخفى نماند كه بادها تنها راه خروجشان از معده به شكل آروغ است همانطور كه فضول معده به شكل قىء بيرون مىآيند » . م .
( 4 ) . صفت آن : بگيرند صبر و سكبينج و مقل و غاريقون ، هر چهار مساوى و حبّ كنند چنانچه رسم است . و از دو درم تا سه درم بدهند اندر آب گرم .