تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
[ 820 ]

قسم ششم : اندر سوء مزاج بارد ساذج

اين را چند علامت است : يكى ، آنكه هضم ضعيف شود . و بدان كه هضم ، عبارت است از آنكه غذا مستحيل شود و پخته گردد . و هضم ، مستكمل نمىشود مگر آنگاه كه اجزاء غليظ غذا رقيق شود و متفرق گردد و رقيق ، غليظ شود و لزج ، تقطيع پذيرد و پراكنده ، جمع گردد . و اين جمله ، حركات است و حركت ، بدون حرارت صورت نبندد . دوم ، آنكه با وجود ضعف هضم ، شهوت طعام بسيار باشد . و كثرت اشتها ، يا از اين سبب است كه برودت فم معده را جمع كند و كثيف سازد ؛ پس قوت جاذبه قوى گردد بالضرور ؛ يا از اين سبب كه چون به سبب ضعف هضم اعضا را نصيب وافر نرسد ، بالضرور تقاضاى غذا كنند از عروق و عروق ، مضطرّ گردند به مصّ حتى كه اين اثر امتصاص ، منتهى شود تا فم معده و آرزوى طعام پديد آيد . سوّم ، آنكه طعام از معده دير فرود آيد به امعا ؛ جهت ضعف دافعه و ظاهر است كه دفع ، حركت است و حصول حركت ، به حرارت است و برودت ضد او است و موجب اماتت و تخدير است و مانع به جميع حركات . و تفاوت در كثرت و قلت ، به‌حسب كمى و بيشى است . چهارم ، آنكه هرچه خورده شود متغير گردد به حموضت و آروغ ترش آيد و براز ، نرم برآيد و منتفخ باشد گويا زبل بقر است امّا نرمى براز ، از آن جهت است كه جگر جذب نمىكند كيلوس رقيق را براى فساد وى و انتفاخ براز از جهت اختلاط رياح است با وى . و پوشيده نيست كه قصور هضم و فجاجت ، باعث تولد رياح است ؛ زيرا كه اگر هضم تام باشد و حرارت قوى ، رياح تحليل پذيرد و غلظت نگيرد و براز ، معتدل آيد . علاج : جوارشهاى گرم چون جوارش كمّون و عود و مربّيات گرم چون زنجبيل [ مربّى ] و ورد مربّى به كار برند . و شورباى مرغ و نخوداب و گوشت كبك و عصافير و مانند آن تناول كنند [ و آنها را به ] دارچينى و قرنفل و خولنجان و گشنيز خشك و زيره خشبو كرده . و بر معده ، روغن مصطكى و سوسن مالند . و بگيرند سنبل و قرفه و عود و صبر و افسنيتن ، از هريك دو مثقال ؛ زعفران ، يك درم [ همه را ] ، نرم بكوبند و به آب بهى سرشته طلا سازند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 589 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى