تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
[ 816 ]

قسم سوّم : اندر سوء مزاج حار رطب [ با بلغم رقيق ]

كه با ماده رطوبتى باشد . و علامت وى آن است كه : شهوت طعام بر اعتدال باشد . و لعاب از دهن بسيار آيد ؛ خصوصا هنگام گرسنگى و خلو معده . و غثيان ، رنجه دارد . و هر چه خورده شود ، متغير گردد به نموست [ يعنى بوى روغن گنديده ] و عفونت . و باشد كه قى رطوبتى افتد . تنبيه : « شارح اسباب » ، در اعتدال شهوت در اين قسم نظر دارد و مىگويد : « گاه حرارت مجرد ، مسقط شهوت مىشود به سبب آنكه معده را مسترخى مىسازد و مواد را به سوى دل سايل مىگرداند فكيف كه به آن حرارت رطوبت همراه شود و در ارخاء و ذوبان رطوبت مدد كند . و نزد اين فقير ، آن است كه اگر نظر به تعميق كنند ، اين نظر شارح بر ماتن جايز نيست ؛ زيرا كه تركيب رطوبت را كه مع الحرارت است ، شارح [ آن را ] معاون بر ذوبان مىداند [ و اين ] خلاف واقع است ؛ زيرا كه چون رطوبت با حرارت مركب مىشود ، سورت حرارت را فرومىشكند و چون حرارت شكسته شود ، كثرت ذوبان ممكن نباشد و اعتدال شهوت صورت گيرد . اگر كسى بگويد كه مضرت حرارت به شهوت ، جمع ماده بود در معده كه از اعضاى مجاوره نواحى آن ، ماده به سبب حرارت گداخته فرومىريخت ؛ پس هرگاه رطوبت مادى با حرارت مركب شود ، گو كه حرارت ماده را از نواحى گداخته نيارد ، ليكن اين رطوبت مادى كه به معده موجود است ، در ابطال شهوت كافى است . گويم كه : ماده كه در معده متولد شود ، نسبت بدان كه از عضو ديگر ريزد مضرت كمتر دارد ؛ زيرا كه آنچه در عضوى پيدا شود ، به طبيعت چندان مخالف نباشد ؛ بخلاف آنكه يكبارگى از عضو ديگر آيد كه بر طبع سخت گران باشد و تنفر تمام از وى رو نمايد و حال آنكه ممكن است كه آن حرارت در همين رطوبت اثر كند و از معده بلغزاند بدان سبب شهوت بر اعتدال باشد . علاج : به آب شبت و سكنجبين بزورى قىء كنند تا معده از رطوبت پاك شود . و به
هامش
- و پنج عدد ؛ مويز دانه بيرون كرده ، دو درم ؛ تمر هندى ، بيست درم ، جمله را در سه من آب بپزند تا به مقدار دويست درم بازآيد بپالايند و هر بامداد ، چهل درم با ده درم شكر و يك درم صبر بدهند .