هر نوبت ، مرباى هليله و گلقند و طباشير آميخته خورند . و از جوارشات و جز آن هرچه مجفف بود و مسخن نباشد به كار برند .
[ 817 ]
قسم چهارم : اندر سوء مزاج حار يابس بلاماده
علامت وى ، شدت تشنگى است و خشكى زبان و ذبول بدن و يبس براز . و هذا كثيرا مّا يقع فى الدق الشيخوخة .
علاج : بهر ترطيب مزاج معده ، بنوشند و شير و ماء الشعير و مانند آن حسوها كه از دقيق شعير و روغن بادام و شكر ساخته باشند . و از اين قبيل است سمك رضراضى ، اجنحهء طيور خفيفه . و بمالند و بريزند بر معده اشياى مرطبه . و هرگاه سوء مزاج يابس متمكن شود ، ازالهء وى ممكن نيست مگر ترطيب همه بدن ؛ پس در اين هنگام ، بايد كه استحمام مرطّب و آبزن مرطّب و ادهان مرطّبه استعمال نمايند . و اغذيهء مرطبه تناول فرمايند . و در حار صفراوى نيز بر اين قسم اشعار رفته .
[ 818 ] فايده : شير گاو ، سودمندترين اشياست جهت ترطيب و اعانت طبيعت ؛ زيرا كه شير او با شير انسان مناسبت تمام دارد و بدان سبب با مزاج انسان موافقت تمام مىكند و از ديگر شيرها نفع بيشتر مىدهد ؛ بخلاف شيرهاى رقيقهء سريع الانحدار كه از آن اين مقصود حاصل نيايد .
[ 819 ]
قسم پنجم : اندر سوء مزاج حار رطب بلاماده
علامت وى ، آن است كه طعام متغير شود به نموست و از دهن سايل گردد آب ، جهت ذوبان رطوبت معده و متصاعد شوند بخارات بر سر ؛ جهت تأثير حرارت در وى . و بدان كه اين قسم ، ما دام كه قوى نگردد ضرر نمىكند ؛ لهذا قال « الشارح » : « الهضم إنّما يكون بالحرارة و الرطوبة ؛ الّا إذا تجاوز عن الإعتدال » « 1 » .
علاج : بهر تبريد و تجفيف ، اطريفلات به كار برند . و در ديگر تدابير ، همين رعايت مرعى دارند .
هامش
( 1 ) . ترجمه : « كرمانى » مىگويد : جهت هضم ، حتما حرارت و رطوبت لازم است مگر اينكه مفرط شوند . م .