بر آن گواهى دهد . و سوء مزاج با ماده را علامت درستتر ، غثيان است . و آنجا كه ماده را معده تشرّب نكرده باشد ، اندر بول و قىء و براز پديد آيد . و اگر قىء باشد و تهوع ساكن نشود ، دليل آن است كه معده بعضى ماده را تشرّب كرده است و بعضى را نى . و آنجا را كه تهوع و قى را دورى و نوبتى باشد ، بايد دانست كه ماده از عضوى ديگر اندر معده مىريزد . و اگر تهوع و قىء پيوسته باشد ، بايد دانست كه ماده در معده متولد مىشود .
بدان كه تشنگى بر كيفيت ماده گواهى دهد ؛ بهر آنكه سبب تشنگى ، يا گرمى ماده بود يا شورى ؛ امّا تشنگى كه از گرمى ماده بود ، آب سرد آن [ را ] بنشاند . و آنچه از شورى خيزد ، به آب گرم ساكن شود .
[ 814 ] فايده : گاه باشد كه سبب آروغهاى ناطبيعى كه در اين فصل ذكر شده ، طعامى باشد كه بوى آن زود بگردد ؛ چون ترب و ماهى شور و بيضه مرغ بريان كرده و حلواى سوخته و مانند آن ؛ پس آزمايش درست بر ناريت معده آن است كه طعامى دهند كه از دودناك شدن و بوى گرديدن دور باشد ؛ چون نان جوين [ كه ] اگر معده را دودناك كند ، بايد دانست كه معده نارى است . و آنچه در حار ساذج گفته شد ، از لوازم اين قسم است از آثار و عوارضات .
علاج : نخست ، نگاه كنند تا ماده اندر معده تولد مىكند يا عضوى ديگر چون دماغ و جگر و سپرز به دو مىآيد . و همچنين نگاه بايد كرد كه تا طبقات معده ماده را تشرّب كرده است يا ماده اندر فضاى او جمع است . و هر چون كه باشد ، بهر تنقيهء معده ، قىء يا اسهال به كار برند بدان طريق كه بر مريض آسان بود ؛ پس اگر مولد ماده [ در ] عضوى ديگر باشد ، به تنقيهء آن عضو متوجه گردند و در تقويت معده كوشند تا ماده را كه به دو ريزد قبول نكند . و آنجا كه ماده اندر فضاى معده باشد ، قىء يا اسهال كفايت مىكند ؛ امّا اگر ماده مايل به فم معده باشد ، نفع قىء افزونتر است . و تدبير قىء آن است كه ماهى تازه خورد و به كشكاب قىء كند . و اگر سكنگبين در كشكاب آميزند ، بهتر باشد . و سكنگبين به آب گرم نيز قىآور است و مقطّع ماده . و در فصل تهوع و قى ، طريق اخراج ماده معدهء متشرّبه و غير متشربه كما ينبغى بيان يابد .
بعد از تنقيه ، اگر احتياج به تبديل افتد ، از آنچه در ساذج ذكر يافت اخذ نماند .
فايده : بسيار بود كه معده پاك بود و ماده را قبول نكند ليكن در حال گرسنگى زبون
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 585
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٥٨٥