بارد شديد البرد را كار نفرمايد . و هرگاه گمان رسد كه سرما به جگر و حجاب رسيده است ، تدارك وى كنند . و به روغنهاى گرم تكميد كردن .
[ 811 ] آنجا كه با سوء المزاج گرم ، خشكى پديد آيد ، كشكاب و روغن بادام و شير خر بايد داد . و در آبزن بايد نشاند . و روغن بنفشه بايد ماليد . و به علاج او رجوع كردن ؛ چنانچه در قسمش مذكور است .
بايد دانست كه براى تسكين حرارت معده ، دوغ گاو نافعترين اشياست . و اگر طباشير در او آميزند ، حرارت قوى [ را ] ساكن كند . و اگر تبريد فراوان خواهند ، قرص كافور دهند يا يكى ازين شربتها كه در اين قسم ذكر يافته ممزوج كرده .
[ 812 ]
قسم دوم : اندر سوء مزاج حار صفراوى
علامت وى ، آن است كه دهن تلخ باشد و غثيان رنج دهند . و در قى ، براز و بول ، صفرا برون همىآيد . و بعد از خوردن غذا ، آروغ دودناك و تيز يا بدبوى چون بوى ماهى تباه گشته يا مغزهاى گنده شده چون مغز جوز كه تباه شود و مانند آن همىبرآيد . و گاه باشد كه بوى زنگار دهد و اين ، نشان افراط حرارت است .
بدان كه خداوند معدهء گرم را آرزوى طعام كمتر باشد و هضم ، قوىتر ؛ ليكن هرگاه سوء مزاج مفرط باشد ، قوتها را ضعيف كند و هضم نيز ضعيف گردد . و گاه باشد كه به غايت گرم شود و هنوز قوت برجاى باشد و به سبب غايت گرمى و گزيدن مادهء گرم ، دهنهاى رگها و اندامها را تحليل كند و گدازش بيشتر بود و طبيعت ، بدل آنچه تحليل شده باشد بازطلبد و گرسنگى غالب آيد . و اندر آن گرسنگى صبر نباشد . و در تهى معده ، لعاب از دهان آمدن گيرد و چون طعام خورده شود ، لعاب بازايستد .
[ 813 ] فايده : اگر معده سبك بود و غثيان و سوزش و تشنگى غالب باشد ، بايد دانست كه ماده سخت رقيق است و آنجا كه ماده بسيار باشد ، غثيان لازم باشد . و اگر اندك باشد ، تا طعام خورده نشود غثيان پديد نيايد . و همچنين اگر ماده در قعر بود و طبقههاى معده و اجزاى او آن را تشرّب نكرده باشد يعنى اندر نخورده باشد ، تا طعام نخورد و ساعتى در نگذرد ، غثيان پديد نيايد . و اگر طبقههاى معده ماده را تشرّب كرده باشد ، آرزوى قىء و تهوع باشد ليكن هيچ برنيايد و اندر بول و براز ، اثر ماده هيچ نباشد ؛ ليكن علامات ديگر