تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
چيزهاى گرم تكميد نمايند تا ماده از باطن به ظاهر منجذب شود و ايضا از خواب باز دارند ؛ زيرا كه در خواب ، طبيعت و حرارت به باطن رو مىآرد و به آن سبب ماده نيز ميل به اندرون مىنمايد و در ورم ، درد مىافزايد و غشى مىآرد . اگر سبب غشى ، تب محرقه يا تب ديگر باشد ، تدبير [ ايجاد ] افاقت ، از اين مبحث مبسوط پوشيده نيست . و ايضا در باب حميات ، حمى غشيه به فصل مستقله گفته آيد . آنچه از ورم غلاف دل و آماس دو گوش دل افتد ، به فصل علىحده بيان يابد . بالجمله ، تدابير كه افاقت آرد ذكر نموده شد . امّا در غير وقت نوبت غشى ، بايد كه تحقيق سبب كنند پس به‌حسب وى مداوا نمايند ؛ مثلا در استفراغى ، احتباس و در امتلايى ، استفراغ و در سوء مزاج ، تعديل كنند . [ 773 ] انتباه : حصول افاقت به سرعت از زدن آب سرد بر روى ، از آن جهت است كه طبيعت خبردار مىشود از اذيت برودت و روح و خون و حرارت غريزى به تبع طبيعت نيز به ظاهر مىگرايد ؛ پس بالضرور در آنجا حرارت جمع مىشود و حواس قوىّ مىگردد از آنست كه آب [ را ] بر روى زدن مقرر كرده‌اند نه بر سينه باوجود آنكه سينه معدن حرارت است و دل به دو نزديك ؛ زيرا كه مادهء حواس در او بيشتر است ؛ جهت اقربيت او با دماغ پس احساس وى از ادنى [ يعنى عضو نزديك به دماغ كه همان صورت باشد ] اكثر است از باقى اعضا . و ايضا بينى و دهن كه اقرب طرق است به سوى دل جهت استنشاق هوا در وجه است . بدان كه وجه افاقت از جمع حرارت كه مذكور شد ، بر تقديرى است كه حرارت متوجه مبداء خود باشد ؛ امّا آنجا كه كمتر باشد و تحليل راه يافته ، زدن آب سرد بر بدن از آن سود مىدهد كه وى به تسكين مزاج محلّل و تكثيف مسام ، روح را از تحليل بازمىدارد و در باطن گرد مىآرد و مجتمع مىسازد . [ 774 ] فايدهء جليله كه در جميع امراض قلب حفظ وى ضرورى است : و مراعات قوانين كه در وى ضبط شده ، واجب . بايد دانست كه دل ، شريف‌ترين همهء اعضا است ؛ در علاج وى احتياط بسيار بايد كرد ؛ چه در استفراغ چه در تبديل مزاج . و احتياط آن است كه هر دارويى كه به كار برند مبدّل باشد يا مستفرغ ، مركب بايد گرديد آنچه روح را قوت دهد و به دل مخصوص باشد . و آنجا كه حاجت تبريد آيد ، مبالغهء شديد نشايد ؛ زيرا كه
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 558 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى