اگر در حالت غشى منش گشتن و فواق ببيند يا پيش از آن بوده باشد ، بوى طعام دور دارند و جهد كنند تا قىء آيد و پر مرغ در گلوى وى فرود آرند و فم معده را بجنبانند و به آوازهاى بلند چون آواز طبل يا بوق و مانند آنكه منبّه طبيعت و محرّك روح و حرارت باشد بيدار نمايند . و چيزهاى عطسهآور به بينى دارند چون كندش و مانند آن تا عطسه آيد ؛ پس اگر از اين تدابير بيدار نشود و عطسه ندهد ، بايد دانست كه در وى اميد نماند .
اگر سبب غشى درد قولنج و مانند آن باشد ، به فلونيا مدد كنند تا به سبب تخدير ، تسكين درد كنند ، پس به ازالهء سبب كوشند .
اگر سبب غشى ، گزيدن جانورى كه زهرناك باشد و يا خوردن طعام زهرناك ، ترياقها و فادزهر دهند .
اگر سبب غشى ، عرضى از اعراض نفسانى باشد ، عطرى كه موافق مزاج او باشد ببويانند .
و اطراف را به گلاب سرد و آب سرد بمالند . و بدن گرم بدارند . و فم معده را به روغن گرم مالش دهند . و زمانى اندك بينى [ را ] بگيرند و به آهستگى دلك نمايند . و گلاب و ماء اللحم در حلق چكانند .
[ 772 ] فايده : جهد كردن تا قىء افتد ، در بيشتر انواع غشى سود دارد ؛ ليكن در غشى كه از كثرت عرق باشد ، زيان دارد و اطراف ماليدن و گرم داشتن فم معده را به روغنهاى گرم ماليدن و بيدار داشتن و از سخن گفتن منع كردن ، سود دارد .
اگر در حال غشى سرما يافته باشد يا از شربتهاى سرد احشاى او سرد شده ، فلافلى و مانند آن دهند .
كسانى را كه در فصد يا از پس آن غشى افتد به سبب ضعيفى معده و غلبه صفرا ، بايد كه پيش از فصد ، شربتها كه معده را قوت دهد و تسكين صفرا كند بدهند ؛ چون شراب انار و رب سيب و رب ليمو .
اگر سبب غشى اختناق رحم باشد ، بوى عطر از وى دور دارند و به تدابير ديگر كه مناسب او باشد مشغول شوند . و بوىهاى ادويه كه با معده و مزاج او موافق بود بويانند ؛ چون اشترغاز و سير و انگزد و مانند آن . و در اختناق الرحم به تفصيل گفته آيد .
آنجا كه در باطن آماس باشد و بدان سبب در شروع نوبت غشى افتد ، بايد كه به مجرد آنكه اثر تب محسوس شود ، دست و پاى او را محكم ببندند و ماليدن فرمايند و به
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 557
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٥٥٧