تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
دل معدن روح است و روح ، گرم است [ و لذا ] عند افراط تبريد ايمن نتوان بود كه باقى روح فروميرد ؛ زيرا كه از حرارت غريب كه در دل افتاده ، روح تحليل پذيرفته و اندك شده باشد . از آن است كه قدما ، اقراص كافور كه بهر سوء مزاج گرم دل ساخته‌اند بىزعفران نيست و هرچه بهر استفراغ وضع كرده‌اند ، بىلسان الثور يا چيزى كه مانند آن باشد نيست ؛ بهر آنكه دانسته‌اند كه حكيم مطلق ، طبيعت را بر حفظ مصالح تن موكل ساخته است و تصرف او در بدن به مقتضاى حكمت وديعت فرموده ما دام كه مقدر نموده ؛ پس قرض كافور مزعفر كه خورده شود ، طبيعت ، قوت زعفران [ را ] از ادويه جدا كرده به روح مىرساند تا روح بدان برافروزد و قوت گيرد و قوت كافور و جز آن به گوهر دل مىرساند تا مزاج گرم ، معتدل گردد ؛ امّا اين تصرفات ، بر قوت طبيعت مفوّض است ؛ زيرا اگر طبيعت قوى نبود ، هيچ علاج سود ندهد . و ايضا در تركيب زعفران به ادويهء باردهء قلبيه ، نفعى ديگر است كه : قوت زعفران ، قوت ادويهء بارده را به دل مىرساند ؛ زيرا كه داروى سرد ، گذرنده نباشد . [ 775 ] بدان كه داروهايى كه دل را سود دارد ، بسيار است ليكن آنچه مخصوص‌تر است در اينجا بيان نموده شود : آنچه به اعتدال قريب است ، يا قوت و فيروزه و زر [ طلا ] و سيم [ نقره ] و گاو زبان . و آنچه گرم است ، درونج است و جدوار و مشك و عنبر و زرنباد و ابريشم و بهمنين و قرنفل و عود خام و بادرنجبويه و تخم او و شاه‌سفرم و تخم او و برگ ترنج و پوست او و قاقله و كبابه و ساذج هندى و راسن . و آنچه سرد است ، مرواريد است و كهربا و بسد و كافور صندل و طباشير و گل مختوم و سيب و ترشه و گشنيز تر و خشك . و از مركبات نافعه ، مفرّحات ياقوتيه است . [ 776 ] تنبيه : بيماريهاى امتلايى كه دل را افتد ، بيشتر سدّه باشد كه منفذ دم زدن را بسته دارد . و بعضى بخارى غليظ باشد كه از عضو ديگر به دو برمىآيد ؛ پس از جهت سدّهء امتلايى ، باسليق از دست راست زنند و از جهت بخارى ، از دست چپ و وجهه ظاهر .