تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
آنكه چون مغشىّ عليه را آواز دهند ، حس كند و دريابد آن را كه گويا از مكان بعيد يا از پس ديوار آواز مىآيد ؛ بدون تحقيق الفاظ . و تحقيق [ يعنى فهم الفاظ ] به‌حسب ضعف و قوت سبب نيز ضعيف و قوى مىباشد ؛ بخلاف سكته كه هرچند بر وى ندا كنند ، حس نكند آن را . و فرق بين الغشى و سبات ، در سبات گفته آمد . امّا علامت خاصه كه بدان استدلال كنند بر آنكه از كدام سبب است ، هرچند از تقدم سبب پوشيده نماند ليكن در اينجا نيز گفته آيد : بدان كه آنجا كه سبب غشى امتلا باشد ، رگ‌ها فشارده شود و نبض قوى باشد ، ليكن سبب امتلا با گرانى و پرى بود . آنجا كه سبب غشى تحليل روح بود ، نبض ، ضعيف و صغير و بطى باشد . آنجا كه سبب غشى انسداد شريان وريدى يا ابهر باشد ، هيچ سببى ديگر از اسباب غشى شديد ظاهر نباشد و غشى شديد افتد ؛ چنان‌كه از ضعف معده و اختناق رحم عارض مىشود . و « بقراط » گفته است هركه را غشى شديد مكرر بارها افتد و سببى ظاهر پيدا نباشد ، به مفاجات كشد . و سبب ظاهر آن است كه قوت حيوانى ضعيف باشد ؛ يا جلوس در حمام دير كشد ؛ يا صاحب معدهء ضعيف بر نهار و خلوّ استحمام نمايد ؛ يا صفرا بر وى ريزد و ايذا دهد به مشاركت وى دل متاذى شود ؛ يا حس دل قوى گردد و به هر اندك چيز اذيت يابد ؛ پس هرگاه سببى از اسباب ظاهر نبود و غشى همىافتد امّا به شدت ، توان دانست كه در شريان وريدى و يا در ابهر سدّه افتاده ؛ پس اگر حدوث اين غشى باربار و به تكرار باشد ، نجات متصور نگردد . آنجا كه از قوت حس دل افتد ، بىسببى قوى پديد آيد و بىعلاجى قوى زايل گردد و زود پديد آيد و زود ساكن شود . و در اكثر ، اين غشى ضعيف باشد . آنجا كه از مشاركت يا به سببى ديگر كه مشروحا بيان يافته واقع شود ، تقدم سبب و علامات كه به هريكى از آن مخصوص است و هر واحد از آن در مبحث خود مضبوط ، بر آن گواهى دهد . و ايضا از فصل خفقان ، اكثر مطالب روشن شود . [ 768 ] فايدهء جليله : آن را كه در غشى رنگ روى سبز شود و سر و گردن در پيش آويخته گردد و سر راست نتواند داشت ، در حال [ يعنى فورا ] بميرد . در جمله بايد دانست كه غشى قوىتر را علاج نيست .