تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
قسم مشاركى نيز گفته آيد . [ 762 ]

قسم سوّم : اندر غشى كه سببش وصول ابخرهء موذيه يا كيفيت سميه باشد به دل ؛

خواه مادهء سبب در خارج بود خواه در بدن . و اين بر چندگونه است : يكى ، آنكه مادهء فاسد در عضوى گرد آيد و بخار رديّه به دل برآيد و در قسم مشاركى به تفصيل وجه حدوث غشى از مشاركت گفته آيد . دوم ، آنكه از موضع ملسوعه و ملذوعه خاصه كه لسع و لذع به شريان افتاده باشد كيفيت سميهء فاسده به سوى قلب مرتقى شود و به سبب اين كيفيت كه مضاد حيات و صحت است ، ايجاب غشى نمايد . سوّم ، آنكه بخار متعفن چون بخار قاذورات و جلود مستعفنه شميده شود يا چيزهاى شديد الاثر و قوى الكيفيه مشموم گردد و بدان سبب غشى آرد ؛ امّا اين قسم غشى نمىافتد مگر كسى را كه ضعف قوى در دل او راسخ باشد ؛ زيرا كه عند الضعف از هر اندك چيز خارجى بود يا داخلى منفعل مىگردد به زودى هر عضوى مؤوف ؛ خاصه دل و دماغ كه شريف‌ترين اعضاى بدن‌اند ؛ چنانچه در خفقان ذكر نموده شد مع بيان فرق در آنكه از ضعف بود يا از ذكاء حس . [ 763 ]

قسم چهارم : اندر غشى كه از سوء مزاج ساذج كه در دل افتد عارض شود .

و پوشيده نماند كه چون سوء مزاج در دل لاحق مىشود ، تولد روح چنان‌چه مىشد نمىتواند شد بدان سبب دل مضطرب مىگردد ؛ پس اگر سبب خفيف است و در تولد روح فتور عظيم افتاده ، هلاك روى مىدهد . [ 764 ] نوعى است از غشى كه به سبب انسداد مسلك شريان درمىافتد و اين ، شريانى است كه ميان دل و شش ميانجى است براى اتصال نسيم و اخراج ابخره . و عروض غشى از انسداد مسلكش از آن است كه عدم وصول نسيم و خروج ابخره ، موجب احتقان روح و حرارت غريزى است . و اين شريان را وريدى از آن گويند كه مانند أورده يك تو مخلوق شده است ؛ به خلاف شرائين ديگر كه دو توست . نوعى است ديگر كه به واسطه انسداد مسلك ابهر افتد . و ابهر ، شريانى است كه به توسط وى سرايت مىكند روح در تمام بدن و وجهش نيز ظاهر است . [ 765 ]

قسم پنجم : اندر غشى كه سببش آماس دل بود

: بدان كه آماس يا اندر گوهر دل باشد يا اندر غلاف وى و غلاف را به تازى شغاف گويند يا اندر عصبتان زايدتان كه آن را اذنى القلب گويند .