تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
[ 759 ]

فصل [ سوم ] : در غشى

« 1 » وى آن است كه اكثر قوت حس و حركت اراديه معطل شود ، به سبب رسيدن ايذا به دل و آدمى بىهوش افتد . و بايد دانست كه چون اسباب خفقان قوى باشد ، غشى آرد و اگر قوىتر باشد ، بكشد . بدان كه غشى بر دوگونه است : يكى ، سببش تحليل روح بود . دوم ، آنكه سببش جمود و احتقان و خفه شدن روح باشد . و اين هر دو كيفيت ، تحليل روح بود يا احتقان ، باعث ضعف قلب گردد جهت ضعف قوت او ؛ زيرا كه روح ، مركب ساير قوى است [ و لذا ] چون در آن فتور افتد ، جملهء قوى ضعيف گردد . اسباب تحليل شدن روح ، سه نوع است : يكى ، استفراغ به افراط . دوم ، فرحت يا لذات به افراط چون لذت مجامعت و جز آن . و بدان كه هرگاه شادى و لذت مفرط ناگاه باشد ، دل بيش از آن بگشايد كه عادت است [ و ] بدان سبب روح تحليل پذيرد و دل همچنان گشاده ماند و غشى افتد و هلاك آرد . سوّم ، دردى عظيم چون درد قولنج و مانند آن . و سبب تحليل روح به اوجاع شديد ، بدان است كه طبيعت جهت مقاومت ، قوى و ارواح را به موضع دردمند مىفرستد و بدان سبب دل‌سرد مىشود و روح به تحليل مىرود و بالضرور غشى مىافتد و هلاك مىسازد . و شرب سموم حاره نيز از محلّلات روح حيوانى است . و ساير اسباب محلّله گفته آيد . اسباب احتقان روح ، دو نوع است : يكى ، امتلا به افراط . دوّم ، غم يا ترس به افراط كه ناگهان افتد بدان سبب دل فراهم آيد و بسته شود و روح خفه گردد . و شرب سموم بارده و حدوث سدّه در شريان وريدى و در ابهر نيز از اسباب احتقان و اجماد روح است ؛ چنانچه گفته آيد . بايد دانست كه به تقسيم ثانوى منقسم شود غشى بر چند قسم : يكى ، آنكه سببش امتلا
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Syncope ; faint ; swoon.
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 549 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى