تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
[ 720 ] فايده : علت سل اگرچه علاج كمتر پذيرد ، امّا اگر تدبير نيك همى يابد ، مهلت دراز دهد و باشد كه از جوانى به كهولت بدارد . و « شيخ الرئيس » گويد : زنى را ديدم كه بيست و سه سال و كسرى اندر اين علت بماند . و اين مرض ، در شهرهاى سرد و در فصل زمستان بسيار افتد . و اندر بيشترى از هژده سالگى افتد تا به حدّ سى سالگى . و بيشتر ، كسانى را افتد كه سينهء ايشان تنگ باشد و گردن دراز و به قدام مايل و حلقوم بيرون خاسته و كتف‌هاى ايشان از گوشت برهنه بود و به سوى پشت برون آمده چون بال مرغ و اين كسان را مجنّح خوانند ؛ يعنى بال‌دار . و مردم سردمزاج را اين آفت بيشتر افتد . علاج : در ابتدا رگ باسليق زنند از جانبى كه در جانب وجع محسوس شود به شرطى كه مانعى نبود ؛ و گرنه حجامت كنند . و آنجا كه چيزى كه از سر به سوى شش مىافتد ، فصد قيفال نيز بايد كرد . و ماء الشعير كه با سرطانات پخته باشند در اين مرض مفيد است . و ديگر علاج ، بهر تطفيهء حرارت از باب تب دق اخذ كنند . و باوجود آن ، هرچه محلّل و منقّى مدّه و صديد و مسكّن سعال بود و تجفيف قرحه نمايد بلالذع ، اختيار نمايند . و اگر با سلّ ، حمى عفنه يار [ يعنى همراه ] نبود ، نوشيدن شير خر و شير زنان نافع‌ترين اشياست . و پيشتر گفته شد كه هرگاه جراحت شش آماس كرد و ريم گرفت و بگشاد ، درست شدن امكان ندارد ؛ ليكن اگر علاج با صواب همىآيد ، مىتواند كه ريش بر يك حال باشد و بزرگتر نشود و جزوى ديگر از شش تباه نگردد . پس علاج راستى كه درو اميد سلامت باشد ، آن است كه روز نخست كه خون از گلو بر آيد و معلوم شود كه از شش مىآيد پيش از آنكه آماس كند به علاج مشغول بايد شد ؛ چنان‌كه « جالينوس » گويد هركه را از گلو خون شش برآمد [ اگر ] در روز نخست وى را يافتم و علاج كردم همه شفا يافتند و هركه را روز اول نيافتم ، احوال مختلف شد . و تدبير همان است كه گفتيم . و ايضا بايد كه بيمار را ساكن دارند و از جملهء حركات بازدارند و در حال [ يعنى فورا ] رگ زنند و اندكى خون به چند كرّت [ يعنى چند مرتبهء با فاصله ] بيرون نمايند تا خون از شش و حوالى او كشيده شود و مدد نرساند و لهذا بستن و ماليدن اطراف ستوده‌اند . صواب آن است كه نخست در تسكين حرارت كوشند ؛ يا داروها كه ريش را شايد با شربت‌ها و داروهاى مطفى الحرارت بياميزند ؛ يا گاهى به علاج تب متوجه شوند و گاهى به علاج قرحه ؛ مثلا يك روز علاج تب كنند و يك روز علاج
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 514 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى