تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
[ 721 ]

فصل [ دهم ] : در احتقان « 1 » و بند شدن مدّه « 2 » و ريم در سينه

آن ، چنان باشد كه ذات الصدر يا ذات الجنب يا ذات الريه منفجر شود و ريم وى در فضاى سينه كه عبارت است از موضعى كه فىمابين سينه و شش واقع است جمع شود و [ به ] سبب غلظت قوام خود و كثافت حجاب كه بر ريه محيط است ، مترشح نتواند شد در ريه [ و لذا ] يا به نفث مستفرغ شود يا از راه بول و براز برآيد . و ظاهر است كه هرچه از اندرون سينه برمىآيد نفث ، مجراى وى ريه است . و هرچه در ريه باشد يا آيد ، مفرغ طبيعى وى قصبه است و از راه دهن برون مىشود ؛ ليكن گاه باشد كه ريم شش در وريد شريانى كه ممرّ غذاى وى است درآيد و از آنجا در جگر فرود آيد ، پس اگر رقيق است ، به راه مثانه دفع شود و گرنه به سوى امعاء مندفع گردد و لهذا گفته‌اند كه اگر در نفت المده در بول و براز ريم ظاهر شود و اعضا كه در مجارى بول و براز است از ورم سالم باشد ، علامت سلامت است و دليل فرود آمدن ماده از شش بر جگر . و در اين حالت باشد كه خفقان قليل عارض شود جهت عبور مدّه بر دل ؛ زيرا كه هرچه به شش مىرسد از جگر به راه دل ، به توسط شرائين مىآيد و نزول مدّه نيز همان طريق است . اما دليل آنكه مدّه بر دل گذرد و آفات قوى نيارد ، در مطولات مذكور است . از آنكه در تشريح صدر معلوم شد كه فضاى صدر دو حصه است ، بايد دانست كه اين ريم سينه گاه باشد كه در هر دو جانب فضا افتد و گاه در يك جانب آن . علامت اين مرض آن است كه در جايگاه دبيله ، گرانى و درد محسوس شود و سرفهء خشك آيد و نفس‌تنگى كند و تب دق جهت تأديهء « 3 » حرارت مدّه متعفه به سوى دل لازم باشد . فى الجمله ، حال خداوندان علت ، در جميع احوال به مسلوليان مىماند ؛ لهذا
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Hyperemia ; congestion ; injection. ( 2 ) . قاموس القانون :Pus. ( 3 ) . در نسخه‌ها « تأديب » و « تادير » ضبط شده كه هر دو غلط است . م .