ريش ؛ يا هر روز بامداد علاج ريش نمايند و شبانگاه علاج تب . و اين تدابير در حق كسانى است كه از روز نخست به طبيب رسيده باشند .
بعد از آنكه جراحت آماس گيرد و ريم كند ، مجلّيات و منقّيات بايد داد . و اگر قوت مريض ضعيف بود ، اندر كشكاب سرطانى ، پايچه برّه و بزغاله توان پخت . و اگر طبع نرم بود و به بازگرفتن حاجت آيد ، شراب مورد دهند و دانهء مورد در كشكاب پزند . و اگر سرفه سخت قوى باشد ، اندر كشكاب و آشاميدنىهاى او تخم كاهو پزند . و اگر در تن فضله بود ، بعد از آنكه فصد كرده باشند ، طبع را به مطبوخ خيارشنبر فرود آرند . و اگر در سينه ترى باشد يا خشكى بود ، بهحسب حال مريض هرچه در باب السعال مذكور است به كار برند . و بهترين آبها در اين مرض ، آب باران است . و « شيخ الرئيس » گويد از چيزها كه من آزمودهام در اين علّت ، گلقند تازه است كه در آن سال كرده باشند و طريق خوردنش آن است كه هر قدر كه تواند بخورد ، به حدى كه اگر با نان ، نانخورش همين سازد ، بهتر بود . و مىگويد : زنى را ديدم كه اين علت بر او دراز گشته بود و دل از خودش برداشته ، او را به گلشكر علاج كردم شفا يافت و گوشت به دو بازآمد و فربه شد . و مىگويد نتوانم گفت كه چه مبلغ گلشكر به او دادم ترسم كه استوار ندارند . و طعام با اين علاج ، درّاج بايد و تيهو و تذرو و كبك و گنجشك ، همه بريان كرده بىروغن و ماهى تازه بريان كرده نيك است . و اگر در ميان او تبى و حرارتى پديد آيد ، به كشكاب سرطانى قناعت نمايند .
بدان كه هنگام شير دادن ، چند شرايط مرعى بايد داشت : و وى آن است كه تب نباشد و اگر شير زن دهند ، بفرمايند تا از پستان وى بمكد . و اگر شير خر دهد ، بايد كه خر جوان باشد . و از وقت زائيدن چهار ماه تا پنج ماه گذشته باشد . و قدحى كه شير در آن دوشند ، به چند آب بايد شست . و چنان بايد كه به شستن زود پاك شود و جذب شير ننمايد ؛ چنانچه پيالهء چينى و مانند آنكه به آبگينه [ يعنى شيشهء مذاب ] اندوده بود . و در آن حال كه شير بدوشند ، خر را نزديك بيمار آرند تا در حال كه دوشند بنوشند و هنگام دوشيدن شير ، پياله را در ظرفى كه به آب گرم نهاده باشند پر دارند . و مقدار شير ، به حسب مشاهده موقوف است و بر اجابت طبع : امّا روز اول ، از پانزده درم شروع كنند پس موافق حال بيفزايند و اگر طبع اجابت نكند ، دو دانگ نمك هندى و نيم درم نشاسته تا
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 515
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٥١٥