و هرچند بر آتش سوزند ، بوى بد چون بوى سوختن ريم ندهد و خون و خشكريشه هيچ با وى يار [ يعنى همراه ] نباشد . و ايضا ، « لا يخلو المده عن الاستداره » [ يعنى مدّهاش به شكل دايره است ] .
گاه باشد كه تب سل با تبهاى ديگر چون ربع خمس و شطر الغب و نايبه مركب شود .
و بدترين تبها كه با اين مركب شود ، خمس است ، پس ربع ، پس شطر الغب ، پس نايبه ؛ بهر آنكه مادهء اين تبها غليظ و سوداوى است و علاج وى با علاج اين علت هيچ نزديكى ندارد .
[ 719 ] بايد دانست تدبير قرحهء شش در ابتدا متعسر است و بعده [ يعنى پس از آن ] محال و اطبا را در به شدن و نابه شدن ريش شش خلاف است :
گروهى برآنند كه درست شدن ريش ممكن نيست ؛ بهر آنكه شش هميشه در حركت است و درست شدن جراحت ، موقوف بر سكون عضو مجروح است .
« جالينوس » گويد حركت عضو ، جراحت وى را از درست شدن بازندارد اگر سببى ديگر با حركت يار [ يعنى همراه ] نباشد . و دليل بر اين ، آن است كه حجاب نيز هميشه متحرك است و هيچكس را در به شدن جراحت حجاب خلاف نيست . و مىگويد هرگاه سبب جراحت [ از ] انفتاح يا انصداع رگ بود و به آماس نينجامد و ريم نكند ، درست شود و اگر به آماس و ريم انجامد يا سببش آماس بوده باشد يا تيزى يا سوزانى خلط ، درست نشود ؛ زيرا كه تا ريش از ريم پاك نشود ، مندمل نگردد و پاك شدن اين قرحه ، به سرفه باشد و سرفه ، جراحت را بزرگتر كند و حركت سرفه درد افزايد و درد سرفه مادهها را آنجا كشد . و اگر بهر اندمال ريش ادويه خشك دهند ، سرفه و درشتى سينه زياده شود و ريم را خشك سازد و از برآمدن بازدارد . و اگر ادويهء نرم و تر دهند ، ريش را تازه كند و ريش با تازگى به نشود . و ايضا رگهاى شش فراختر و صلب واقع است و [ لذا ] هر شكافى و جراحتى كه بر چنين رگ افتد ، دشوار شود . و ايضا اثر ادويه تا رسيدن بدين عضو ، ضعف تمام كسب مىكند . و چيزهاى سرد ، خود نافذ نتواند شد . و اشياى گرم ، تب زياده كند . و بهر ريش ، ادويهء خشك بايد و خشكى آن تب را زيان دارد .
جراحت كه بر قصبه شش افتد نيز علاجپذير نيست ؛ ليكن آنچه درستى وى ممكن است ، جراحتى است كه بر غشاى اندرونى قصبه افتد و به گوشت وى نرسد .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٥١٣