تدابير مليّنه به كار برند دواء و غذاء .
اين قسم را لا برء له گفتهاند .
[ 716 ] تنبيه : هرگاه آماس گشاده شود ، حسوها از آرد باقلى و كرسنه و آرد نخود چند روزى به [ همراه ] انگبين دهند . و ماء العسل در اين وقت ، سخت موافق است [ و ] سينه را پاك كند . و لعوق كرنب و لعوق اسبغول « 1 » و شير خر مفيد است . و گاه باشد كه با اين لعوقها چيزى كه حس را كُند كند و بىآگاهى افزايد ، يار [ يعنى مخلوط ] كنند ؛ چون پوست خشخاش و تخم بنگ تا سرفه بازدارد .
هرگاه ماده پخته باشد ، تدبير گشادن وى كنند و اين ، چنان باشد كه لبنى دود كنند و دهان گشاده بر وى دارند تا دود به گلو اندر شود و بيمار را بر كرسى نشاندن و كتفهاى او نگاه داشتن و كرسى را جنبانيدن به سختى و ماهى شور خوردن و ايارج فيقرا و شحم حنظل حبّ كرده شب در دهان داشتن تا به تدريج آب شود و به گلو اندر رود و انگزد و جاوشير حل كرده دادن ، در اين باب سودمند است . و خردل اندر ماء العسل دادن مفيد . و بعضى پس از طعام قىء فرمايند تا آماس بگشايد به حركت قى ؛ ليكن در اين ، خطر است ؛ بهر آنكه باشد كه بيش از مقدار بگشايد و ماده را به يك بار بجنباند و خناق آرد .
ببايد دانست كه متقدمان ، تدبيرهاى پزاننده و گشاينده پس از هفت روز به كار برداشتهاند ؛ امّا طبيب حاذق را اين طريق نشايد سپردن مگر به احتياط تمام تا حرارت آماس زياده نشود و علت برنيفزايد . و هرگاه آماس بگشايد و ريم آمدن گيرد و مريض در خود سبكى يابد ، بهر تنقيهء سينه ، آنچه در سرفه نزد ضيق النفس مذكور است و در نفث المده بيان يافته استعمال نمايند . و باشد كه ريم شش به جگر رود از وريد شريانى و از آنجا به راه بول يا براز مندفع شود ؛ چنانچه در فصل « احتقان المده فى الصدر » بيان يابد .
هامش
( 1 ) . و در نسخهاى لعوق اسقيل است اما آنچه در متن است صحيحتر به نظر مىرسد . م .