تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
[ 691 ]

فصل [ ششم ] : در نفث الدم

« 1 » يعنى برآمدن خون از دهن . و اين بر هفت قسم است : [ 692 ] قسم اوّل : آنكه از اجزاى دهن چون لثه و عمور خون برآيد . و علامت وى ، بر آمدن خون است به تبزق و تتفل . و معنى هر دو واحد است ؛ امّا بعضى [ تفتل را ] هو اقل من التبزق گفته‌اند . علاج : به چيزهاى قابض چون طبيخ آس و گلنار و عفص و شبّ مضمضه كنند . و اگر در اين موضع قرحهء تازه بود ، كندر و دم الاخوين باريك سائيده بر آن نهند تا خشك شود و سيلان خون منقطع گردد . [ 693 ] قسم دوم : آنكه زلو در حلق آويزد و احداث نفث الدم نمايد . علاج : تدبير تعليق العلق ، ذكر يافته . [ 694 ] قسم سوم : آنكه از لهات و كام برآيد خون به واسطهء فرود آمدنش از سر . و علامتش برآمدن خون است به تنخع و ديگر علامات رعاف ، چون سرخى وجه و تباريق پيش چشم و خفت سر از نفث و گرانى آن قبل از آن ظاهر باشد . و تنخع ، حركت معروفه را گويند كه بهر اخراج ما فى الحنك و نازل من الراس مخصوص است و از مخرج خاء معجمه برمىآيد . و تباريق ، آن است كه برق‌مانند ، خيالات متخيل شود پيش چشم . علاج : رگ قيفال زنند و بر نقره حجامت كنند و به بيخ كزمازو و پوست انار و عصارهء لحية التيس و برگ آس و به ربوب قابضه چون رب به و غوره و زعرور و مانند آن غرغره نمايند . و چيزهاى بارد قابض كه در رعاف مذكور است با سركه بر سر طلا سازند . و اجازت به اخراج خون وقتى است كه در خون ازدياد باشد و آثار امتلا پيدا بود ؛ و گرنه به تدابير ديگر بسنده بود . [ 695 ] قسم چهارم : آنكه برآيد خون از حنجره و قصبهء ريه به واسطهء وقوع جراحت در
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Haemoptysis ; spitting of blood or blood stained sputum.
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 496 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى