تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
ريش كرده باشد با ريم و مدّه يا قشور و پوست برآيد . و آنچه سببش امتلاى وعا بود ، خون كثير المقدار آيد و از برآمدنش راحت و سبكى روى نمايد [ و ] آثار امتلاء وعا بود . و آنچه از آماس خونى برآيد ، سخت اندك باشد و علامات ذات الريه ظاهر باشد . علاج : بهر تقليل و امالهء خون ، رگ باسليق زنند . و اگر فصد صافن مقدم دارند ، بهتر باشد . و قرص نفث الدم خورند . و بستن بازو و ران و وضع محاجم بر ساق مفيد است . و اسهال خلط غالب به حقنه و مشروبات ، سودمند . و تعديل مزاج ، واجب . و ايضا در آنجا كه اسباب گرم موجب بود و قبض [ يعنى حبس ] خون مطلوب شود ، اقاقيا و كندر و مازو و گلنار و مرّ و صمغ عربى و گل ارمنى و افيون از هريك مساوى بستانند بر سينه طلا سازند از اين ادويه اقراص ساخته مهيا دارند تا عند الحاجت به كار آيد . و ديگر تدابير غذا و مشروبات ، همان است كه در سل بيان يابد . امّا در آنجا كه سوء مزاج بارد مكثّف سبب باشد ، در تعديل كوشد به استعمال چيزهاى گرم و تر تا كه فساد مزاج زايل شود ، بعده [ يعنى پس از آن ] در قبض خون توجه نمايند به اشياى مذكوره . و تدابير حارهء مرطبه در مبحث ربو و سعال به تفصيل مذكور است . [ 697 ] گاه باشد كه سبب برآمدن خون ، طرقيدگى رگى باشد از بادى غليظ كه اندرون رگ‌ها بود . و تدبيرش آن است كه نخست ماده را از بالا فرود آرند به ماليدن و بستن اطراف ، نه به فصد ، پس داروها كه باد بشكند و شقاق را بهتر كند به كار برند ؛ چون فلونيا و سنجرنيا و دحمرثا و ترياق بزرگ تازهء نارسيده . و پس از كسر رياح ، قوابضات استعمال نمايند . [ 698 ] گاه باشد كه سبب آمدن خون ، گشادن سر رگ‌ها باشد به سبب رطوبت‌هاى تنك [ يعنى رقيق ] كه از نزله فرود آيد يا از جاى ديگر به سينه و شش ريزد و رگ‌ها را آغشته و نرم سازد تا بدان سبب بهر قوتى كه به دو رسد سر رگ‌ها گشاده شود . تدبيرش آن است كه نخستين امالهء ماده كنند به ماليدن اطراف و غير آن ، پس داروهاى قابض كه رطوبت را كم كند و مزاج عضو گرم نمايد به كار برند ؛ چون بيخ اذخر ، مصطكى و زيرهء بريان كرده و پودنهء كوهى و جندبيدستر و قلقديس و زعفران تا قوت داروها زود به موضع رساند . و ترياق و مثروديطوس و سنجرنيا و فلونياى فارسى و رومى اندك‌اندك دادن ، ترىهاى شش و سينه خشك كند و مزاج بگرداند و خون بازدارد . و در ضمادهاى اين نوع اذخر و علك و زيرهء بريان كرده و اقاقيا و عصارهء لحية التيس و جندبيدستر و قلقديس به كار بايد
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 498 | مؤسسه احياء طب طبيعى / مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى