تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
داشت . و به گوشت كبك و تذرو و دراج و گنجشك بريان كرده و مانند آن اغتذا بايد نمود . [ 699 ] گاه باشد كه شش بياماسد و خون مترشّح شود و برون آيد . و ذكر ذات الريه عن‌قريب بيايد ليكن در اينجا به خاطر بايد داشت كه از داروهاى قابض بپرهيزند ؛ بهر آنكه آماس را بفشارد و احداث آفات نمايد و همگى در نضج ماده و تنقيهء عضو كوشند ؛ چنانچه ذكر يابد . « و لا يخفى أنّ استعمال القابضات يقبض العضو و القبض للورم مضر ، فوجب الإجتناب عنها هاهنا » « 1 » . [ 700 ] قسم ششم : آنكه خون از سينه آيد . و سببش نيز شكافتن رگ‌هاى وى است از امور خارجيه يا داخليه . و علامات برآمدن خون از سينه آن است كه خون افسرده [ يعنى لخته شده ] به سرفهء شديد بيرون آيد و به مقدار اندك باشد و موضع جراحت درد كند . و عند الاستلقا [ يعنى هنگام خوابيدن بر پشت ] ، سرفه و درد افزون شود . علاج : رگ باسليق زنند . و قرص نفث الدم نوشند و ايضا بر سينه طلا نمايند . و جراحت سينه به نسبت جراحت شش قليل الخطر است و به زودى به شود . [ 701 ] فايده : جالينوس مىگويد جوانى را از سرماى مفرط رگ‌هاى سينه و شش بشكافت ، من او را روز نخست رگ زدم و به ماليدن اطراف او امر نمودم ، چنانچه شرط است « 2 » . و غذا ، حسويى دادم و بر سينهء او ضماد تفسيا برنهادم و سه ساعت بر وى گذاشتم تا گرم‌تر از آنكه بايد ، بشود . روز دوم ، كشكاب دادم و اسفيدباج به گوشت بط . و چون مزاج به اعتدال آمد و آماس شش ايمن گشت ، ترياق كهن دادم به تدريج با شير خر . داروهاى معتدل كه ميلى به گرمى دارد و سخت قابض نباشد ، دارچينى است و سنبل و سليخه و سعد و قسط و كندر و زعفران و مصطكى و مرّ و زراوند . و بايد كه در اين ادويه ، چيزهاى بارد قابض چون گل مختوم و گل ارمنى و صمغ عربى و كتيرا و نشاسته و كهربا و بسد و شبّ يمانى بريان كرده و گل سرخ و گلنار و طباشير و سرون [ يعنى شاخ ] گوزن سوخته [ يك ] چهارم حصه داخل نمايند . و اگر ادويه گرم را بجوشانند و مقدار دو درم از
هامش
( 1 ) . ترجمه : مخفى نماند كه هر نوع قابضى عضو را به خود جمع مىكند و اين براى ورم‌ها مضر است پس بايد در اينجا از آنها اجتناب كرد . م . ( 2 ) . يعنى طبق قانون دلك ، از دلكى كه در اينجا مفيد است - كه دلكى مسخن و مرطّب مىباشد - استفاده شود . رجوع شود به بحث دلك در كتب كليات . م .