و از آن ناف و مقعد را چرب دارند . و آنچه در قسم هفتم گفته شد ، مفيد است .
[ 686 ] قسم نهم : آنكه جراحت قصبه يا قرحهء شش يا سپرز يا آماس حجب سينه و حجابى كه ميان دل و شش است يا آماس جگر و سپرز يا آماس حلقوم سبب سعال باشد . و اين جمله در نفث الدم و سل و ذات الصدر و ذات الريه و ذات الجنب و برسام و ذات الكبد و ورم الطحال بيان يابد ان شاء اللّه تعالى و آماس حلقوم در خناق ذكر يافته .
[ 687 ] فايده : تولد سرفه از آماس جگر و ديگر احشا ، چنان باشد كه مثلا در جگر يا در سر حجاب يا فروسوى او آماسى پديد آيد و معاليق جگر فروكشيده شود و به سبب پيوستگى اغشيه ، معاليق ريه نيز كشيده شود و الم ازدياد يابد و به واسطهء كشيدگى اجزاى وى ، منفذ دم زدن تنگ شود و پس قوت طبيعت باذن خالقها به [ جهت ] دفع زحمت ، هوا را بجنباند و سرفه آرد و اين سرفه باشد خشك و با الم و تمدد و آثار آفات عضو مؤوف پيدا بود .
[ 688 ] قسم دهم : آنكه اندر شش بثرات پديد آيند و سرفه آرند . و سببش خون صفراوى است كه ذى بثرها [ يعنى بثورآور ] بود . و اين قسم ، مسمى است به بثرات السعال . و علامت وى آن است كه نبض سريع بود و بول گرم باشد و سردى نفع دهد و گرمى رنج [ افزايد ] .
علاج : رگ زنند و حجامت كنند و اسهال صفرا نمايند و آنچه در قسم دوم و هرچه در بثور الحدق مذكور است علاج اين است .
[ 689 ] قسم يازدهم : آنكه به مشاركت معده افتد . و علامت او زيادتى سرفه است در وقت پرى معده است و نقصان آن در حالت خلوّ .
علاج : تنقيهء معده كنند به قىء و اسهال و تدارك سرفه نمايند به شربت بنفشه و شربت زوفا .
تنبيه : آنچه از تناول اطمعهء ذى حدّت و افتادن چيزى در قصبه عارض شود ، پايدار نيست [ بلكه ] خودبخود زايل شود و به ازالهء سبب زايل گردد .
[ 690 ] گاه باشد كه سودا در شش عارض شود و سعال آرد . و علامتش آن [ است ] كه چيزى سياه و كبود و بدرنگ در سرفه برون آيد [ و ] ديگر علامات سودا پيدا بود .
علاج : حريرهء سبوس گندم به قند يا عسل دهند و اسهال سودا نمايند . و غذا ، نخوداب كه از گوشت مرغ يا گوسپند جوان ساخته باشند تناول نمايند .
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٩٥