تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
[ 672 ]

فصل [ چهارم ] : در انتصاب النفس

« 1 » بالا گفته آمديم كه آن نوع ، صعب‌تر است از ربو و ضيق النفس . و صاحب اين مرض ، پهلو بر زمين نتواند نهادن و تا راست ننشيند و بر پاى نايستد و گردن راست ندارد و بالا ، سودمند نسازد [ و ] دم زدن نتواند . و سببش يا مادهء غليظ است يا ورم كه در مجراى نفس افتد يا استرخا كه در عضله‌هاى سينه حادث شود . علامت و علاج آن به‌حسب سبب از فصل ربو توان يافت . « و هى من الأقسام الربو و إنّما فرّدناها بذكره لتكثير الفوايد » « 2 » . [ 673 ] تنبيه : ترادف و تفرق كه در لفظ ربو و ضيق النفس به‌حسب اختلاف راى الاطبا واقع است ، در ابتداى فصل ربو اشعار بر آن رفته . اكنون در اينجا ثمرهء اختلاف واضح گردانيم مع شى زايد : بدان كه مناقشه ، لفظى است و به اعتبار مآل ، واحد است امّا فارقين بينهما برآنند كه عسر النفس كه در وى گذرهاى دم زدن گرفته شود و تنگ گردد ، آن را ضيق گوئيم . و در اين حالت ، هواى مستنشق گذر نمىنمايد مگر اندكى و به دشوارى نافذ مىگردد و ممكن است كه ربو كه تعريف وى بالا نموده آمديم ، بىضيق باشد . و ايضا مىتواند كه ضيق باشد و ربو نبود ؛ « كما يشاهد فى بعض الخناق » . امّا مرادف ، نظر به خصوصيت مرض به شش ، تعميم اسباب ملحوظ نمىدارد و از آنكه مآل واحد است ، يكى را از ديگرى جدا نمىشمارد . امّا ضيق الصدر ، آن است كه اعضاى منبسطه‌يى [ كه ] مخصوص به تنفس‌اند نتوانند متحرك شد چنان‌چه بايد ؛ يعنى در انبساط ، عصيان ورزند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Orthopnea. ( 2 ) . ترجمه : انتصاب النفس ، نوعى ربو است ولى ما جداگانه آن را ذكر كرده‌ايم تا فايده‌اش بيشتر شود . م .