زنان و ديگر لعابها و عصارهها و لعوقهاى رطوبتافزا . و ايضا ، اطليه و مراهم مرطبه بر سينه نهند . و در آبزنى كه از بنفشه و خيار و خطمى و نيلوفر ساخته باشند درآيند .
[ 663 ] هفتم : آنكه برودت بر شش غالب آيد به استنشاق هواى سرد و تناول چيزهاى سرد و نوشيدن آب سرد و جز آن هرچه در شش احداث برودت كند . و اين قسم ، پيران را بيشتر افتد و در ابتدا اندك بود و به آخر مستحكم شود .
علاج : بهر تسخين ، طبيخ حلبه بنوشند . و روغنهاى گرم بمالند . و غذا ، گوشت كبوتر و زردهء بيضه نيمبرشت سازند به طبيخ حلبه .
[ 664 ] هشتم : آنكه باد غليظ اندر منفذهاى دم زدن درآيد و مانع استنشاق هوا گردد . و بايد دانست عروق خشنه كه مواضع هواست هرگاه اندك چيزى در آن محتبس شود ، بالضرور در نفس تنگى كند . و سبب اين مرض ، تناول چيزهاى نفّاخ است . و علامت او ، نابودن گرانى است در سينه و سرفه به غير بلغم . و از طعامهاى بادانگيز ، ربو مشتدّ گشتن .
علاج : بهر كسر رياح و تفتيح سدّه ، تدبيرها كه در قسم نخستين ذكر يافته به كار برند .
و آب باديان و تخم باديان و ايارج فيقرا و حبّ الرشاد اندر اين علت سخت نافع است . و روغن سداب و روغن حب الغار ماليدن و شبت و بابونه و مرزنگوش بر سينه و پهلو ضماد كردن ، مفيد . و از معجونها ، مادة الحيوة و نوشدارو و سنجرنيا و امروسيا سخت نيك باشد . و حبها كه از سكبينج و جاوشير « 1 » سازند ، موافق است ؛ خاصه سكبينج اندر آب سداب تر حل كرده . و بايد دانست كه در نوع اول و در اين نوع ، منفعت جاوشير بزرگتر است ليكن عصبها را زيان دارد و پس واجب است كه عند تناول وى روغنهاى گرم و خوشبو بر بدن مالند تا بخار وى از اعصاب بازماند و اعصاب از مضرت آن ايمن باشد .
[ 665 ] نهم : آنكه ماده بسيار اندر فضاى سينه ريزد . و علامت آن ، در فوايد قسم اول ذكر يافته .
علاج او : علاج استسقا است .
[ 666 ] دهم : آنكه در بيمارىهاى حادّه به نزديكى بحران پديد آيد .
هامش
( 1 ) . صفت حبّ جاوشير : بگيرند جاوشير ، نيم درم و اندر آب باديان حل كنند و نيم درم شحم حنظل بدان بسرشند و با ماء العسل بدهند .