و مانند آن - بپرهيزند .
صفت حبى كه در دهان گيرند و اخلاط غليظ را برون آرد به نفث : بگيرند رب السوس و فلفل و شكر ، هر سه مساوى ، بكوبند و حب سازند .
[ 654 ] تنبيه : ربو ، از امراض متطاوله [ يعنى هجومآورنده ] است و مانند صرع و تشنّج و وجع المفاصل به نوبت اشتداد مىكند ؛ پس در ايام صحت از فكر وى غافل نبايد بود .
تدبير ، آن است كه : سررشته پرهيز به دست دارند . ببايد كه گاهى قىء اسهال به عمل همىآرند . و بهر تعديل ، معاجين گرم كه بلغمزدا باشد استعمال نمايند على سبيل المداومت . و در آنجا كه ماده از سر فرود آيد ، در منع نزله كوشند ؛ چنانچه در موضعش مذكور است ؛ پس در تنقيهء ريه متوجه گردند به تدريج . و اگر در اينجا به اسهال بسند كنند بهتر است .
امّا آنجا كه ماده از سينه يا عضوى ديگر به ريه ريزد ، اندكاندك پديد آيد . و آنجا كه در ريه متولد شود ، علامات سردى و ترى ريه ظاهر باشد . و در اين دو نوع ، قىء به غايت مفيد است ؛ امّا بعد از اسهال . و بايد كه قىء به دفعات كنند تا ماده بتمامه مستوصل شود .
در اين صورت ، از هرچه ماده را بفسراند چون افيون و يبروج و تخم بنگ و اسبغول و مانند آن احتراز واجب است ؛ بخلاف آنكه بر سبيل نزله از سر فرود آيد ، كه در آنجا آن چيزها توان داد تا منع نزله كند .
[ 655 ] فايدهء جليله : صاحب ربو را بايد كه بعد از طعام تا دو ساعت نگذرد آب ننوشد . و هر چون كه ديرتر و كمتر تواند نوشيد بهتر است . و آب ، اندكاندك خورد و به يك بار سيراب نشود . و اگر به عوض آب بر ماء العسل قناعت كند ، به غايت مفيد است . و از پس طعام خفتن و خواب بسيار خاصه در روز سخت زبان دارد و ماليدن سينه و پهلوهاى سينه به دستها و ركوههاى درشت [ بهگونهء ] ماليدنى خشك و معتدل ، صواب باشد به روغن . و اگر كف دريا و نطرون بسايند و بمالند مفيد است . و اگر از ماليدن ماندگى پديد آيد ، اندكى روغن ياسمين يا روغن خيرى و مانند آن توان ماليد . و هروقت كه سينه را بمالند ، نخست ملايم مالند و به تدريج قوىتر كنند و رياضت نيز مفيد است . امّا آغاز به آهستگى كند پس به آخر قوىتر نمايد . و طعام از پس رياضت بايد خورد .
اندر بيشتر وقتها طبع نرم بايد داشت . و ماهى شور پيش از طعام و كبر شور كرده ، طبع را نرم دارد . و از ادويه و اغذيهء مدرّه بايد كه بپرهيزند تا ماده غليظتر نشود ؛ « لأنّ
طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 482
مساهمون: مؤسسه احياء طب طبيعى
ص٤٨٢