[ 631 ]
فصل [ يازدهم ] : در اختلاج « 1 » و ارتعاش قصبهء ريه
اختلاج ، پريدن عضو است و ارتعاش ، لرزيدن . امّا علامت اختلاج قصبهء ريه ، آن است كه واقع شود در كلام لجلجه و ارتجاع ساعة بعد ساعت نه على الدوام . و دايم نابودن اين حالت ، جهت عدم دوام سبب است ؛ زيرا كه سبب اختلاج ، ريح بخارى غليظ است و پايدارى آن تا همان وقت است كه به مجادلهء قوت دافعه تلطيف و تحليل گيرد پس تا كه سبب باقى است ، هنگام تكلم ، تردد و درماندگى در كلام مىباشد و چون به تحليل رفت ، كلام به حال اصلى مىآيد تا كه باز سبب مراجعت نمايد . و علامت ارتعاش قصبه ، آن است كه كلام مرتعش و لرزان بود و اين حالت ، دايمه مىباشد ؛ جهت دوام سبب ؛ زيرا كه سببش رطوبت مرخيهء بلغميه است كه در عضلهء حنجره و ليفهاى غشا عارض شود و ارخاء غير تام پيدا سازد . و از آنكه مادهء بلغم مانند ريح سريع التحليل نيست ، آن كيفيت تا بقاى ماده بر يك وتيره مىباشد .
ذكر اختلاج و ارتعاش عامه كه در امراض سر مسطور گشته ، معالجهء اعضاى مخصوص از آنجا بايد جست ليكن در اين موضع ، غراغر و لعوقات مناسبه نفع تمام دارد .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Tremor ; ataxia.