تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طب اكبرى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
[ 629 ]

فصل [ نهم ] : در استرخاء « 1 » الحنجره

بدان كه عضله‌يى كه حنجره را همىگشايد تا جذب نسيم تواند نمود ، گاه باشد كه به انصباب رطوبات مرخيه مسترخى شود ، پس حنجره همچنان فراز هم ماند و هوا به سوى ريه منجذب نشود و اختناق هم آرد ؛ چنان‌چه در قسم اخير خناق ذكر يافته . علاج : آنچه در انطباق المرى گفته شد به عمل آرند . [ 630 ]

فصل [ دهم ] : در حكاك « 2 » المرى

گاه باشد كه خلط غليظ محترق حريف لذّاع در معده حاصل آيد و بخار از وى به جانب مرى برآيد و در دهن مرى خارش ظهور نمايد به نهجى [ يعنى به‌گونه‌اى ] كه بيمار از براى خاريدن اين جايگاه ، از تنحنح و تلوى [ يعنى به هم پيچيدن ] سر و گردن باز نتواند ماند . علاج : بهر تنقيه معده ، در طبيخ شبت و لوبيا و تخم ترب ، سكنجبين آميخته بنوشند و قى كنند . و جهت تقطيع ، به سكنجبين عنصلى يا به سركهء كهنه غرغره كنند و براى تسكين لذع و حكه ، شير تازه با شكر آميخته تجرّع نمايند .
هامش
( 1 ) . قاموس القانون :Relaxation. ( 2 ) . قاموس القانون :Itch ; Prurigo.